امروز پنج شنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۸ ۱۱:۳۱

مقالات

نگرشی بر تاریخچه و سوابق عملکرد فعالیتهای مروجین کشاورزی در ایران

http://www.ake.blogfa.com  ۱۳۹۸/۰۳/۱۱
انسان اولین و اخرین طراح و عامل تغییر و تحول و مهمترین سرمایه در فرایند توسعه و عمران است و همچنین وی طراح اصلی،عاملی عمده و سرمایه ای بدون بدیل برای توسعه است .توسعه و ترویج روستایی در عمل ،چیزی جز "انسان سازی"نیست و لذا نقش حیاتی عوامل اجرایی ترویج در همین نکته نهفته و مشخص است . عاملین اجرایی ترویج عمدتا در سه رده مشخص قرار می گیرند .دسته اول، عاملین ستادی؛ دسته دوم، گروه متخصصین و کارشناسان پشتیبانی کننده و دسته سوم ،گروه صحرایی یا "صف" ترویج که با روستاییان و کشاورزان تماسی رو در رو و چهره به چهره دارند ؛از این گروه تحت عنوان "مروجین کشاورزی" یاد می شود .مروج مقدمترین عنصر «صفی»تشکیلات ترویج و توسعه در جبهه روستادر راستای سازندگی بحساب می اید ،و تنها عامل و نماینده موظف تشکیلات ملی ترویج و توسعه برای انجام وظایف سازمانی در روستا و در برابر روستاییان است ،ولذا تحقیق ،تفحص و کنکاش پیرامون خصوصیات ،ویژگیها،دانش،مهارت و تواناییهای افرادی که قرار است در این مسئولیت سنگین و حساس به انجام وظیفه مشغول باشند ،از اهم مواردی است که در راستای برنامه ریزی های ترویجی و توسعه روستایی ،توجه خاص و شایسته ای را می طلبد و نیاز دارد .
نگرشی بر تاریخچه و سوابق عملکرد فعالیتهای مروجین کشاورزی در ایران

1-مقدمه
انسان اولین و اخرین طراح و عامل تغییر و تحول و مهمترین سرمایه در فرایند توسعه و عمران است و همچنین وی طراح اصلی،عاملی عمده و سرمایه ای بدون بدیل برای توسعه است .توسعه و ترویج روستایی در عمل ،چیزی جز "انسان سازی"نیست و لذا نقش حیاتی عوامل اجرایی ترویج در همین نکته نهفته و مشخص است .
عاملین اجرایی ترویج عمدتا در سه رده مشخص قرار می گیرند .دسته اول، عاملین ستادی؛ دسته دوم، گروه متخصصین و کارشناسان پشتیبانی کننده و دسته سوم ،گروه صحرایی یا "صف" ترویج که با روستاییان و کشاورزان تماسی رو در رو و چهره به چهره دارند ؛از این گروه تحت عنوان "مروجین کشاورزی" یاد می شود .مروج مقدمترین عنصر «صفی»تشکیلات ترویج و توسعه در جبهه روستادر راستای سازندگی بحساب می اید ،و تنها عامل و نماینده موظف تشکیلات ملی ترویج و توسعه برای انجام وظایف سازمانی در روستا و در برابر روستاییان است ،ولذا تحقیق ،تفحص و کنکاش پیرامون خصوصیات ،ویژگیها،دانش،مهارت و تواناییهای افرادی که قرار است در این مسئولیت سنگین و حساس به انجام وظیفه مشغول باشند ،از اهم مواردی است که در راستای برنامه ریزی های ترویجی و توسعه روستایی ،توجه خاص و شایسته ای را می طلبد و نیاز دارد .

این نوع پژوهش و تحقیق باید جایگاه خاصی در تحقیقات ترویجی را به خود اختصاص دهد ،زیرا که مروج "معمار انسان ساز" در مجامع روستایی است و موفقیت در برنامه های ترویجی تا حد بسیار زیادی به توانمندیهای وی بستگی دارد .نخستین قدم در تحقیقاتی از این نوع ،بررسی تاریخچه و سوابق موجود در ایران و در این موضوع بخصوص است .اهمیت شناخت تاریخی از هرگونه فعالیتی در این نکته نهفته است که بررسی و مطالعه نحوه تغییرات ،تحولات،دگرگونیها ،موفقیتها و نقاط قوت ،شکست ها و نقاط ضعف سیر فعالیت ها ،نحوه تکامل و تعالی فعالیت ها ،پدیده ها و جریانات ،بمثابه بهترین و ذی قیمت ترین منابع اطلاعاتی جهت برنامه ریزیهای اتی بحساب می اید؛ لذا نهایتا می توان گفت که این تجربیات گذشته است که درس های فراوانی را به ما می اموزد و چگونگی فعالیت های اینده را فراراه ما ترسیم می- کند.این تحقیق یک پژوهش توصیفی ،تاریخی است و در ان از منابع دسته دوم استفاده شده است .محور اصلی این پژوهش تاریخی ،نحوه فعالیت ،بررسی عملکرد و نقش های مروجین کشاورزی در مقاطع مختلف زمانی (از بدو تاسیس سازمان ترویج تا حال حاضر )می باشد
۲-ارائه تعریف جامع از "مروج کشاورزی"
هدف اصلی و اساسی ترویج نیل به تحول و توسعه از طریق فعالیت های اموزشی است .اصلی ترین عضو در هر نظام و مکتب اموزشی «معلم» است که رسالت ،مسئولیت و وظایف اموزشی و پرورشی افراد را به عهده دارد .در مکتب ترویج ؛معلم ترویج ،«معلم کشاورزی»نام دارد .کار مروج،انسان سازی است و این امر اساسی رسالت و مبنای تمامی وظایف محوله به وی می باشد زیرا توسعه مستلزم انسان،و انسان مستلزم توسعه است .
این جایگاه با اهمیت و حساس که یقینا وظایف و مسئولیتهای خطیری را نیز بدنبال خود دارد ،ایجاب می کند تا مروج کشاورزی واجد شایستگی ،قابلیت ها،معلومات و مهارتهای فراوانی باشد .مروج با توجه به نوع وظایف و مسئولیتهایی که برعهده دارد و تنوع نقش هایی که در سطح روستا ایفا می کند می تواند تعاریف گوناگونی را بخود اختصاص دهد. انچه مشخص است ،مروج از نظر لغوی به معنای رایج کننده و اشاعه دهنده است ولی از نظر وظایف ،مسئولیتها و نقش های که عهده دار می باشد ،عامل اجرایی نهاد ترویج در سطح روستا محسوب می شود که وظیفه راهنمایی و هدایت روستاییان را بردوش می کشد.
شهبازی (۱۳۷۲) معتقد است که یک مروج کشاورزی باید متدین و متوکل به درگاه باری تعالی باشد ،معتقد و متعهد به اصالت ارمانها باشد ،مصمم و پایدار در حفظ رسالت خود به عنوان یک معلم باشد ،مشتاق و سلیم و حلیم در ایجاد ارتباط با مردم باشد و همچنین مروج باید مخلص و مردم دوست باشد.
تعاریف دیگری نیز توسط صاحبنظران مختلف ،پیرامون مروج کشاورزی ارائه گردیده .که به دلیل وجوه اشتراک فراوان در این تعاریف از ارائه انها خودداری می شود .

۲-۱جایگاه مروج کشاورزی در مکتب ترویج کشاورزی :
مروج کشاورزی در این مکتب در نقش یک معلم ظاهر می شود . دانش اموزان کلاس درس او نوجوانان ،جوانان و بزرگسالان روستایی می باشند که با تمام نابرابریهای سنی ،روانی ،شغلی و طبقاتی ،دانش- اموزان کلاس درس مروج هستند . برنامه درسی مروج در این کلاس فاقد محتوایی استاندارد ،دیکته شده و خاص می باشد و روشهای اموزشی مورد استفاده مروج منحصر و محدود نیست .و همچنین شرکت دانش- اموزان در این کلاس فاقد ضوابطی خاص بوده و بصورتی داوطلبانه انجام می شود و انگیزه شرکت دانش- اموزان در کلاس درس ،کسب نمره و یا کسب مدرک تحصیلی نیست .
مروج مکتب ترویج؛ فردی است که می باید قادر باشد تا ارباب رجوع خود را از میان جامعه روستایی جلب و جذب نماید و مطابق میل انها ،که ناشی از عوامل متعددی است ،با انان ایجاد رابطه نماید ،و از این طریق به انان بیاموزاند و از انان بیاموزد،و از اینجاست که تفاوت نظام اموزش رسمی با غیر رسمی مشخص می شود و از این روست که مکتب ترویج موظف به تعلیم و تعلم و ایجاد ارتباط دوسویه مبادله اطلاعات است .مروج در راستای انجام وظایف اموزشی خود ،در نقش یک «رهبر اموزشی»ظاهر می شود نه در نقش یک «معلم نظام رسمی اموزشی ».
کل فرایند ترویج بستگی به مروج دارد ،که در تمام فعالیتهای ترویجی عنصری حیاتی بشمار می اید .تا زمانی که مروج قادر به ارائه عملکرد مناسبی در اوضاع و شرایط مشخص نباشد ،این مطلب که فرایند ترویج تا چه اندازه تاثیر داشته ،بی اهمیت خواهد بود .در حقیقت غالبا کارایی مروج می تواند تعیین کننده موفقیت و یا ناکامی یک برنامه ترویجی باشد .طیف گسترده ای از نظرات پیرامون نقش مروج در انجام رسالت خود وجود دارد ،که برخی از انها بشرح زیر اشاره می شود:
- مروج در حدود وظایف خویش در نقش یک اموزشگر ،مجری ،سازمان دهنده ظاهر می شود ،
- مروج مسئول تهیه اطلاعات و دانشی است که انتقال انها به زارع ،او را قادر به درک و تصمیم- گیری در مورد یک نواوری خاص می کند .همچنین مروج در زمینه انتقال اطلاعات و دانش مورد اشاره به زارعین مسئول می باشد .بنابراین مروج بعنوان یک ناقل دانش و مهارت بحساب می اید.
این مبحث را می توان با فهرست کردن تعداد زیادی از کلمات کلیدی که در تمامی جهان بکار می رود و بازگو کننده نقش مروج است ،خلاصه نمود .منظور از ارائه این فهرست ،ان نیست که مروج بایستی انجام دهنده همه این کارها باشد ،بلکه مبین اهمیت نقش مروج در فعالیت های ترویجی در جهان و تفاسیر بسیار گسترده ای که در مورد این نقش ها ارائه شده است ،می باشد :
معلم ، مربی ، رهبر ، مبلغ ، انگیزاننده ،مجری ، واسطه ، مشاور، میانجی ،سازمان دهنده ، مدیر ،امدادگر ،طرفدار عمل، فراهم کننده ، داور ، وکیل ، انگیزه دهنده ،دوست و همیار.
فهرست فوق پراکندگی مسئولیتها و نقش یک مروج را نشان می دهد .ولی مروج همیشه می بایددر نظر داشته باشد که مهمترین کار او بررسی موقعیت و تحلیل مشکلات و اتخاذ موضعی است که برای حل مشکلات منطقه مناسب باشد .مروج بدون تفکر دقیق و مشخص نمودن اینکه می توان بیشترین کمک را به مردم منطقه در جهت ایجاد تغییر در وضعیت موجود ارائه کرد ،نباید دست به اقدامی بزند .ذکر این نکته ضروری است که مروج جهت انجام موثر نقش ها ،وظایف و مسئولیت های خود نیاز به دانش ،مهارتهای شخصی و اکتسابی دارد لذا استفاده از هر فردی بعنوان مروج ،بدون در نظر گرفتن ویژگیهای خاص ،لطماتی را به برنامه های ترویجی وارد خواهد ساخت .

۲-۲جایگاه مروج کشاورزی در نظام تشکیلاتی ترویج :
شکل ساده نظام تشکیلاتی ترویج عبارت است از گروهی که به عنوان "مروج کشاورزی"در ارتباط با گروههای هدف در روستاها به ان مناطق اعزام می شوند و رهنمودهایی در جهت ایجاد تغییرات مطلوب در میان کشاورزان و روستاییان ارائه می کنند .عوامل صحرایی نظام ترویج که همان مروجان کشاورزی می باشند ،در قالب یک تشکیلات اجرایی خاص ،مرکب از عوامل پشتیبانی کننده ،برنامه ریز،ارزشیاب،کنترل کننده و ...ظاهر می شوند . لذا مروجان کشاورزی در نظام تشکیلاتی ترویج از جمله مقدمترین عوامل سازمان ترویج و توسعه در جبهه روستا و در حکم تنها اعضای "صفی"این سازمان می باشند .
عاملین اجرایی ترویج اصولا افرادی هستند که در علوم کشاورزی و تکنولوژی تولید، دارای تحصیلاتی خاص می باشند .از نظر موقعیت شغلی در سازمانهای ترویج ،سه نوع کارمند یا عامل اجرایی وجود دارد .دسته اول،کارمندان اداری و دفتری می باشند. این طبقه از کارمندان که انها را"کارمندان ستادی" نامگذاری کردند ،جملگی موجباتی را فراهم می اورند تا دو گروه دیگر (که ذکر انها خواهد امد) بهتر و وسیعتر به فعالیت های مربوطه بپردازند. دسته دوم، گروه متخصصین رشته های مختلف کشاورزی هستند که کارهای مربوط به ارشاد و راهنمایی مروجین کشاورزی را برعهده دارند و مانند حلقه ای بین مراکز تحقیقاتی و پژوهشی کشاورزی ،و مروجین عمل می کنند .دسته سوم، مروجین کشاورزی می باشند که در صف مقدم کشاورزی بوده و مستقیما در روستاها و مناطق کشاورزی با کشاورزان و روستاییان سرو کار دارند .این طبقه از عاملین اجرایی ترویج را اصطلاحا "نیروهای صف" ( نیروهای صحرایی) نامگذاری می- کنند.(ایروانی ،۱۳۷۱)
در سیستم رایج و معمول ترویج کشاورزی ارتقا کارمندان به این معنی بوده است که از سطوح پایین اداری به سطوح بالاتری تغییر مکان دهند و از این رو مروجین کشاورزی با تجربه و پر تلاش و پر سابقه ،پس از مدتی خدمت تمایل دارند که به مشاغل اداری و پشت میز نشینی در شهرستانها ،انتقال و باصطلاح ارتقا یابند ،و این امر یگانه تغییری است که ممکن است در موقعیت شغلی مروجین کشاورزی اتفاق افتد .البته ذکر این نکته نیز ضروری است که بسیاری از مروجین کشاورزی کارامد و ورزیده که قادر گردند به ادامه تحصیل پرداخته ومدرک تحصیلی خود را ارتقادهند ،مشاغل و موقعیت های سازمانی بالاتری را بخود اختصاص خواهند داد.

۲-۳نحوه و چگونگی متداول شدن عنوان "مروج کشاورزی" در فرهنگ و ادبیات کشاورزی ایران :
متداول شدن عنوان «مروج کشاورزی»مسلمارابطه بسیار نزدیکی با رایج شدن کلمه ترویج در ادبیات و فرهنگ کشاورزی ایران داشته است . قبل از انکه به صراحت مفاهیم تعریف شده و مشخصی جهت ترویج کشاورزی ارائه و متداول گردد ،عنوان ترویج کشاورزی به مناسبت های مختلف در فرهنگ و ادبیات کشاورزی ایران کاربرد داشته است و منظور از ان توسعه و گسترش کشاورزی بوده است .ولی از فعالیتها و اقدامات ترویجی که در برخی از مناطق روستایی کشور انجام می شده ،تحت عناوین راهنمایی ،ارشاد،هدایت و... یاد می شده است .(ایروانی ،۱۳۷۱)
در سال۱۳۲۷برای اولین مرتبه وزیر کشاورزی وقت یکی از وظایف اصلی و عمده وزارت کشاورزی را «ترویج کشاورزی »عنوان می کند، که منظور از ان اگاهی و راهنمایی کشاورزان نسبت به پدیده های نوین علمی و تکنولوژی است.قبل از این تاریخ افرادی که جهت ارائه خدمات اموزشی و ارشادی به مناطق روستایی اعزام می شدند ،تحت عناوین مختلفی از قبیل مامورین فنی فلاحتی ،مباشرین دهات،دهیار ،و...نام داشتند .تا اینکه پس از تاسیس و تشکیل اداره ترویج ،عاملین صحرایی نهاد ترویج را مروج کشاورزی خواندند ،و این عنوان رفته رفته جای خود را در فرهنگ و ادبیات کشور باز کرد.(ملک محمدی ،۱۳۷۲)

۳-بررسی سوابق
۳-۱مروری بر سوابق فعالیتهای مروجین کشاورزی (تحت عناوین مباشرین دهات ،دهیار،مامورین فنی فلاحتی و ...)قبل از تاسیس سازمان ترویج :
اگر ترویج را به معنای ارائه اموزشهای ارشادی،غیر رسمی و داوطلبانه در نظر بگیریم ،که همینگونه نیز هست ،این حرکت تا قبل از تاسیس اداره کل فلاحت (سال۱۲۹۶ش.)،بشکلی منضبط،قانونمند،ورسمی مطرح نبوده است .بعد از تاسیس اداره کل فلاحت تدریجا امکانات وسیعی با کمک دولت برای ارائه اطلاعات فنی به روستاییان در زمینه های کشاورزی ،دامپروری و منابع طبیعی بسیج گردید و افرادی از کارکنان اداره فلاحت راهی دهات شده و در کار کشاورزی و پیشرفت ان با رعایا مساعدت می نموند . در حقیقت می- توان اذعان داشت که با شروع اموزشهای رسمی در مدارس کشاورزی ،مامورین اداره فلاحت نیز از سال ۱۲۹۶ه. ش. به اموزشهای غیر رسمی کشاورزی در دهات مبادرت داشتند.از این افراد تحت عنوان "مامورین فنی فلاحتی "یاد می شده است . از ان زمان ببعد که فعالیت های مامورین فنی فلاحتی ،ترقی کشت و کار و توسعه فنون کشاورزی و دامپروری را موجب گردید ،ایده ها و نظرات مشابهی در محدوده ارشاد زارعین در جای جای فعالیتهای کشاورزی تکرار و تقویت گردید .
ملک محمدی (۱۳۷۲)بیان نموده است که در سال ۱۳۰۱ بعد از روی کارامدن رضا خان و بمنظور کسب درامدهای دولتی از دهات و املاک خالصه ،تاسیس دبستانهای روستایی جهت تربیت افرادی کاراموز بمنظور اداره امور دهات تحت عنوان "مباشرین دهات"مدنظر و توجه مسئولان حکومتی قرار گرفت .این مدرسه فلاحتی در سال۱۳۰۱با حضور هیئت دولت وقت افتتاح شد و داوطلبانی که دارای تصدیق ششم ابتدایی بودند ،در این مدرسه پذیرفته شدند .این مکتب ابتدایی فلاحتی که پس از یکسال تبدیل به دبیرستان فلاحتی شد ،دارای یک دوره اموزشی یکساله (۶ماه نظری و ۶ماه عملی )بود.
همپای گسترش و توسعه اموزشهای رسمی کشاورزی ،در سال۱۳۰۵،ارائه خدمات ارشادی به روستاییان جز وظایف عمده ادارات فلاحت و بعدها ادارات کشاورزی قرار گرفت .بدین ترتیب که تعدادی از کارکنان ادارات کشاورزی تحت عنوان مامور فنی کشاورزی به روستاهای مختلف کشور اعزام و نسبت به ارائه راهنمایی و اموزشهای ارشادی به کشاورزان اقدام نمود ند .
در پروگرام یا برنامه اولین کابینه حکومت پهلوی که بیست و ششم شهریور سال ۱۳۰۵،تحت عنوان «پروگرام کابینه مستوفی الممالک »به مجلس شورای ملی وقت تقدیم گردید ،در ماده سوم این برنامه چنین امده است :
"اهتمام در ترویج و ترقی زراعت ،بالاخص تکثیر محصولات قابل صدور نظیر پنبه ،ابریشم و امثال ان "
بکار بردن عنوان ترویج در برنامه هیت دولت ،نشانگر این امر است که رواج بکار گرفتن کلمه ترویج، زراعت و کشاورزی ،از این زمان به بعد ،رفته رفته در فرهنگ و ادبیات کشاورزی کشور جای ویژه ای را بخود اختصاص می داد . پس از تشکیل وزارت کشاورزی در سال۱۳۲۰ ،که گسترش و توسعه اموزشهای رسمی کشاورزی و همچنین تشکیلات اجرایی اداره امورکشاورزی کشور را بدنبال داشت ،سازمانهای بین المللی از قبیل اداره همکاریهای فنی امریکا با ایران (اداره اصل 4)و بنیاد خاور نزدیک به ایران امدند تا برنامه های اصلاح و بهبود روستاهای ایران را اغاز کنند .(ملک محمدی ،۱۳۷۲)
دولت ایران در سال ۱۳۲۴ از بنیاد خاور نزدیک دعوت نمود تا در کشور نمایندگی دایر نموده و برنامه های اصلاحات و عمران روستایی را دنبال نماید .فعالیتهای بنگاه در ایران بر حول پنج محور بشرح زیر استوار بود:
- فعالیتهای کشاورزی ،
- فعالیتهای بهداشتی ،
- فعالیتهای خانه داری،
- فعالیتهای فرهنگی ،
- فعالیتهای تعاونی ؛.
بنگاه خاور نزدیک ضمن راه اندازی اموزشگاه های پسران و دختران جهت تربیت اموزگار و کمک اموزگار روستایی ،قسمتی بنام "قسمت دهیاری"را تشکیل و راه اندازی نمود .قسمت دهیاری در حقیقت همان وظایف مربوط به ترویج کشاورزی را انجام می داد .بطوریکه در شرح وظائف و مسئولیتهای این قسمت امده است :" دهیاری راهی است که به وسیله ان اطلاعات فنی در اختیار کشاورزان داده می شود و هدف اصلی این قسمت بهبود کشاورزی است و با کلیه قسمتهای دیگر بنگاه همکاری نزدیک داشته و تشریک مساعی می نماید ".
دهیاران بیشتر از اموزگاران مدارس ،که در دانشسرای مامازن تحصیل می نمودند ،انتخاب می- شدند.این افراد حداقل تحصیلات ۶ساله ابتدایی را دارا بوده و علاوه ان یکسال در دانشسرای کشاورزی مامازن اموزش دیده بودند .در انتخاب این مامورین توجه می گردید که حتی الامکان جوانانی باشند که اهل روستا بوده و علاقه مند به زندگی در روستا باشند این افراد در روستاهای مربوطه سکنی گزیده و برنامه- های ارشادی و همچنین اموزش اکابر را در همان روستا و یا روستاهای مجاور انجام می دادند .(زمانی پور ،۱۳۶۴)
در اولین دوره فعالیت ،۱۲ دهیار برنامه هایی را که ذیلا ذکر می گردد در ۸۰ دهکده اجرا نمودند .فعالیتهای انجام شده توسط دهیاران عبارت بودند از :
- مبارزه با افات و بیماریهای گیاهی،
- ترویج سبزیکاری، توزیع بذور مرغوب ،
- نحوه بکار بردن ابزار کوچک کشاورزی ،نظیر گاو اهن فرنگی،
- توزیع تخم مرغ نطفه دار ،خروس ،واکسیناسیون طیور ،توزیع نژادهای اصلاح شده ،تلقیح مصنوعی ،توزیع خوراک دام و طیور و طرز ساختن لانه های بهداشتی،
- انجام امور بهداشتی ،سمپاشی علیه بیماریهای مالاریا و ...،
- برگزاری کلاسهای اکابر (سواد اموزی )،
- توزیع رساله هایی به زبان فارسی (نشریه ترویجی )میان کشاورزان ،دهیاران و سرپرستان روستاها ،

دهیاران در حین انجام کار ،اموزشهای مختلفی در زمینه های ذیل را طی نمودند :نجاری ،تعمیر ماشین الات ساده کشاورزی ،اصول بهداشتی ،مهارتهای فنی کشاورزی و دامپروری .
دهیاران در هر هفته یکبار به مامازن می امدند و اشکالات و سوالات خود را با کارشناسان در میان می گذراندند و تعلیمات لازم را فرا می گرفتند .
سن دهیاران بین ۱۸ تا ۲۵سال بود و مواد درسی انها در اموزشگاه بنیاد بقرار ذیل بوده است :کشاورزی عمومی و عمران روستایی ،فلسفه عمران ،جامعه شناسی روستایی ،علوم دینی ،بهداشت روستا ،تعاون ،فرهنگ روستا ،فعالیتهای زنان روستایی ،مدیریت و امار ،سمعی و بصری ،قوانین مرتبط با عمران روستایی و غیره .(زمانی پور ،۱۳۶۴)
همانگونه که ذکر شد در اولین دوره فعالیت دهیاران که در سال ۱۳۰۱ اغاز گردید ،۱۲ نفر از فارغ- التحصیلان مدرسه مامازن ارائه اموزشهای ارشادی در زمینه های : طرز کار با سمپاش ،طرز تهیه سم ،نحوه سمپاشی در مزارع و باغات و مبارزه علیه سن گندم را بر عهده گرفتند .
در سال ۱۳۲۴ وزارت کشاورزی به موجب طرحی ،کسانی را که در روستاها تدریس می کردندبه مدت یکسال در مرکز و روستایی بکار می گمارد تا وظایف و مسئولیتهای ترویجی ،اموزشی را در مناطق روستایی انجام دهند و مشکلات روستاییان را برطرف نمایند.
با توجه به گسترش فعالیتهای ترویجی و نتایج مثمر ثمری که بدنبال داشت ،وزارت کشاورزی در سال ۱۳۲۷ در تشکیلات جدید و همچنین شرح وظایف جدیدی که برای قسمتهای مختلف ان وزارتخانه تصویب نمود ،جان تازه ای به فعالیتهای ترویجی بخشید.وزیر کشاورزی وقت (دکتر احد مقبل )وظایف وزارتخانه تحت سرپرستی خود را بشرح زیر اعلام داشت :
- بررسی و ازمایش (تحقیقات کشاورزی )،
- ترویج و ارشاد زارعین ،
- اقتصاد کشاورزی ،.
از این تاریخ ببعد عنوان ترویج کشاورزی بمعنای واقعی خود نزدیک و در فرهنگ و ادبیات کشاورزی جای ویژه و با اهمیتی را بخود اختصاص داد و همچنین فعالیتهای رسمی در خصوص ارشاد ،هدایت و راهنمایی کشاورزان تحت این عنوان متداول گردید . در سال ۱۳۲۷اداره ترویج کشاورزی به تشکیلات وزارت کشاورزی اضافه شد ولی در واقع همان وظایف اداره سابق زراعت را انجام می داد .
به گفته پیش بین (۱۳۸۰)در سال ۱۳۳۰ نخستین فعالیتهای ترویجی ایران سازماندهی شد و در سال۱۳۳۱ تشکیلات رسمی ترویج کشاورزی با تاسیس واحدی به عنوان اداره ترویج در وزارت کشاورزی شروع به کار نمود و در سال ۱۳۳۲ اولین گروه مروجان کشاورزی به روستاها اعزام گردیدند.
انچه که در سالهای ۱۳۲۰الی۱۳۳۲منجر به توسعه و گسترش فعالیتهای ترویجی و نهایتا تاسیس سازمان ترویج گردید ،فعالیت های سازمانهای بین المللی ازقبیل اداره اصل 4،بنیاد خاور نزدیک و سازمان خواروبار ملل متحد F.A.O بود که طراح و برنامه ریز اصلی فعالیتهای ترویجی و مشوق دولت ایران در زمینه تاسیس ترویج کشاورزی بحساب می ایند .
کما اینکه همانگونه که در تاریخ کشاورزی ایران ثبت گردیده است ،نخستین فعالیت ترویجی سازماندهی شده در سطح کوچک ،توسط بنیاد خاور نزدیک در یکی از روستاهای منطقه ورامین ارائه گردید .بدین ترتیب که یک نفر مهندس کشاورزی بعنوان «مروج کشاورزی»استخدام گردید و مروج مذکور فعالیت خود را با راهنمایی بنیاد مذکور در زمینه های ترویج سبزیکاری ،مبارزه با افات و ترویج مرغداری شروع نمود و زارعین را در چند روستا تشویق نمود تا مزارع نمونه سبزیکاری احداث نمایند و مرغداریهای کوچک بسازند. این فعالیت در سال۱۳۳۰ در منطقه ورامین رخ داد.(ایروانی ،۱۳۷۱)
وزارت کشاورزی نیز که از سالها قبل اثرات مثبت فعالیتهای ترویجی در دنیا را مشاهده نموده و از فعالیت های مامورین فنی ادارات کشاورزی نیز نتایج مثمر ثمری حاصل گردیده بود و همچنین در منطقه ورامین فعالیت های دهیاران و مروجان کشاورزی ،موجبات ترقی کشت و کار و توسعه فنون کشاورزی را فراهم ساخته بود،تصمیم گرفتن تا از همان تعداد مامورین فنی ادارات کشاورزی که غالبا دارای تحصیلات قدیمه و ششم ابتدایی بودند ،افرادی را انتخاب و پس از اموزش اصول و روش های ترویجی و دروس فنی به انان در سال۱۳۳۲،اولین گروه از «مروجان کشاورزی »را در روستاها مستقر سازد .در می ۱۱۹۵۱(۱۳۳۱ش.)طی یک موافقت نامه که میان دولت ایران و سازمان خواروبار کشاورزی (F.A.O )به امضا رسید ،مقرر گردید سازمان مذکور یک مشاور ترویجی در اختیار ایران قرار دهد .در نتیجه این موافقت نامه اقای اندرسون مشاور دانمارکی سازمان ،جهت کار در ایران انتخاب و معرفی گردید .وظیفه او همکاری با وزارت کشاتورزیدر زمینه انجام فعالیتهای ترویجی بود .اقای اندرسون ضمن برگزاری سمینار منطقه ای ترویج در ایران با کمک اداره اصل ۴،بنیاد خاور نزدیک و وزارت کشاورزی و انجام ۳۰سخنرانی در زمینه فلسفه ،اصول،اهداف و روشهای برای دست اندرکاران ایرانی،یک رشته کلاسهای توجیهی ۹۰روزه برای مروجان کشاورزی را برگذار و اداره نمود.(ملک محمدی ،۱۳۷۲)
از سال۱۹۵۵که تعداد زیادی از مروجان کشاورزی، دوره دوم متوسطه را در مرکز اموزش مامازن ورامین طی نموده بودند ،از نظر وزارت کشاورزی و اداره ترویج ،اشخاص واجد شرایطی برای احراز شغل مروجی بحساب امدند .سازمان ترویج طی امضا موافقت نامه ای با این مرکز ،مقرر داشت که مرکز اموزش مامازن مامورین صحرایی ترویج را تحت تعلیم قرار دهد.تا سال ۱۹۵۶ میلادی کلیه استانهای کشور حدودا دارای ۳۰نفر مروج کشاورزی بودند که هر یک از کارشناسان امریکایی نیز به سهم خود ،در طول مدت خدمت دوساله در ایران ،برای پیشرفت امور تربیتی ،همکاریهای لازم را با مروجان کشاورزی مبذول می نمودند.(زمانی پور ،۱۳۶۴)

۳-۲نحوه اموزش مروجین کشاورزی توسط کارشناسان خارجی در استانه تاسیس سازمان ترویج:
بررسی سوابق موضوع نشانگر این امر است که تا قبل از تاسیس سازمان ترویج ،مامورین فنی وزارت کشاورزی که عهده دار وظایف و مسئولیتهای اموزشی ،ترویجی جهت روستاییان کشور بودند ،از اصول و روشهای ترویجی اطلاع چندانی نداشتند .وزارت کشاورزی که ثمرات و نتایج بسیار مثبت و سازنده ترویج در کشورهای جهان و بالاخص ایالات متحده امریکا را مشاهده می نمود ،تصمیم به تشکیل سازمان ترویج گرفت ،ولی مشکل عمده در این رابطه عدم اشنایی کارشناسان ،متخصصین و کارکنان وزارت کشاورزی با اهداف ،اصول ،فلسفه و روشهای ترویجی بود.جهت رفع این مسئله وزارت کشاورزی درصدد برامد تابا طلب یاری از سازمانهای بین المللی نظیر سازمان خواروبار جهانی اداره اصل۴ و بنیاد خاور نزدیک ،کارکنان و کارشناسان وزارت کشاورزی را تحت اموزشهای لازم قرار دهد ،تا این افراد جهت ارائه خدمات ترویجی ،کارایی لازم را کسب نمایند .
به همین منظور درسال۱۳۳۰موافقت نامه ای بین سازمان خواروبار جهانی و وزارت کشاورزی به امضا رسید که به موجب ان اندرسون کارشناس دانمارکی سازمان ملل به ایران اعزام شد تا در طرح یک برنامه اموزشی و تعلیمات ترویجی اقدام کند و همچنین زمینه توسعه اداره ترویج را فراهم اورد .در همان زمان بود که عده زیادی از کارشناسان وزارت کشاورزی دوره تعلیمات مربوطه را گذرانیده و عده ای نیز به منظور انجام مطالعات بیشتردر این زمینه به امریکا و اروپا اعزام گردیدند .(ملک محمدی ،۱۳۷۲)
در پاییز ۱۳۳۱توسط عده ای از متخصصین ترویج دانشگاه ایالتی یوتا از جمله «برت دسپین »چند دوره اموزشی برای مروجین کشاورزی در شهر تبریز برگزار گردید .همچنین «ملوین پترسون »در شهر بوشهر و پروفسور هال و بروس اندرسون ،انجام روشهای ترویجی را در مزارع نمایش بکار گرفتند .در بهمن سال ۱۳۳۱ نیز کلاسهای ۹۰روزه برای اموزش مروجان کشاورزی در زمینه های اصول و روشهای ترویجی در ۶ منطقه کشور برگزار گردید .
با توجه به گسترش فعالیتهای ترویجی و نیز توسعه ابعاد کار مروجین کشاورزی در زمینه های مختلف و متعدد ،نیاز به جلب کارکنان و کارشناسان بیشتر وزارت کشاورزی در این زمینه ضروری تشخیص داده شد و مقرر گردید افراد بیشتری از پرسنل وزارت کشاورزی با اهداف ،فلسفه و نقش ترویج کشاورزی در بازسازی روستاها و توسعه کشاورزی اشنا شوند . لذا "پروفسوردیوید کلسی "از امریکا به ایران امد و قسمت عمده فعالیتهای اموزشی را بعهده گرفت .در طی برگزاری دوره های اموزشی (یک هفته ای و سه ماهه) ،۲۶ نفر از مهندسین کشاورزی و ۱۵۰ نفر از کارمندان فنی اداری وزارت کشاورزی بوسیله پروفسور کلسی با اصول ترویج کشاورزی اشنا شدند .این عده به عنوان رییس اداره ترویج ،کارشناس ترویج و یا مروج کشاورزی در شهرستانهای مختلف کشور بکار گمارده می شدند .
در ۳۰ دسامبر ۱۹۵۲نیز از سوی رییس اداره اصل 4 در ایران ،از واشنگتن درخواست گردید تایک گروه ۸ یا ۶ نفره مرکب از اساتید ترویج را به ایران اعزام دارد .(ملک محمدی ،۱۳۷۲)
در سال ۱۹۵۶ میلادی ،کلیه استانهای کشور با حداقل متوسط ۳۰ نفر مروج کشاورزی مشغول به فعالیتهای ترویجی بودند و هر یک از کارشناسان امریکایی نیز به سهم خود در طول مدت خدمت دو ساله در ایران ،برای پیشرفت امور همکاری می کردند .در سال ۱۳۳۸ سازمان ترویج کشاورزی دارای ۳۵ نفر متخصص ترویج در مرکز ،۱۳۵ نفر کارشناس در استانها و ۴۷۲نفر مروج کشاورزی و ۴۲ خانه ترویج بود .
مروجین کشاورزی موظف بودند روستاییان را در زمینه های ذیل راهنمایی و ارشاد نمایند:
- روشهای کاشت محصولات زراعی،
- روشهای دفع افات و بیماریهای گیاهی،
- ترویج بذر اصلاح شده ،
- توسعه دامپروری و مرغداری ،
- تولید سبزیجات ،علوفه و توسعه مراتع؛.
در زمینه های فوق مروجین کشاورزی از ملاقات فردی و گروهی ،نمایش فیلم و اسلاید ،تابلوهای نمایشی ،چارت و برنامه های رادیویی استفاده می کردند.
بنگاه خاور نزدیک به موازات و همپای فعالیتهای عمرانی ،بهداشتی و کشاورزی در منطقه ورامین ،در زمینه تربیت معلمان روستایی ،سرپرستی دبستانها و اموزشگاه های روستایی ،تعلیم و تربیت جوانان و سالمندان روستایی فعالیت جدی داشته و اموزش را به مثابه زیربنا و ستون استوار اصلاح ،بهبود و توسعه مناطق روستایی مدنظر و توجه داشته است . بنگاه خاور نزدیک در طول مدت فعالیت خود در ایران ،علاوه بر تاسیس و راه اندازی مراکز تربیت معلم و سرپرستی اموزشگاه های روستایی ،نسبت به احداث ده ها مدرسه روستایی در طول هر سال فعالیت خود در مناطق روستایی ورامین اقدام نمود . بنگاه خاور نزدیک علاوه بر تعلیم و تربیت بزرگسالان و جوانان دختر و پسر روستایی ،نسبت به تعلیم مروجین کشاورزی شاغل در وزارت کشاورزی نیز فعال بوده است .(ملک محمدی ،۱۳۷۲)
اموزشگاه مامازن ورامین (دانشسرای کشاورزی )که زیر نظر وزارت فرهنگ (اموزش و پرورش فعلی )اداره می شد ،با مدیریت موثر و کارا ،برنامه های علمی و عملی بسیار مناسب ،طی چند دوره دو ساله ،حدود ۵۰۰ نفر مروج کشاورزی ورزیده و کارامد را برای سازمان ترویج تربیت نمود. این مروجان کشاورزی اشخاصی بودند که دارای مدرک تحصیلی دوره اول متوسطه و دوره دوم متوسطه را در مرکز اموزش مامازن می گذاراندند . به فارغ التحصیلان این مرکز اموزشی مدرک تحصیلی دیپلم اعطا می- گردید. در طی این دوره اموزشی، کشاورزی عمومی و مبانی روشهای ترویجی ،چگونگی ارتباط با روستاییان و نحوه جلب اعتماد انها و همچنین اصول و مبانی تعاون و همیاری و نحوه جلب مشارکت روستاییان ،به مروجین کشاورزی اموزش داده می شد . اموزشهای کشاورزی شامل اموزشهای علمی و نظری وهمچنین مطالعات صحرایی و اموزشهای عملی می گردید .فارغ التحصیلان مرکز اموزش مامازن بعنوان مروج کشاورزی در سازمان ترویج بکار گرفته می شدند .(زمانی پور ،۱۳۶۴)

۳-۳نگرشی بر نحوه عملکرد و فعالیت های مروجین کشاورزی از بدو تاسیس سازمان ترویج تا انقلاب اسلامی ایران (سال ۱۳۳۲الی ۱۳۵۷ ):
ترویج کشاورزی از اوایل سال ۱۳۳۲ در چهارچوب یک سازمان مستقل ،متشکل از ۲۶ نفر مهندس کشاورزی و ۱۵۰نفر کارمند فنی و اداری وزارت کشاورزی؛ترویج کشاورزی کشور شروع به فعالیت نمود . مروجین کشاورزی شاغل در سازمان ترویج عبارت بودند از تعدادی از همان مامورین فنی ادارات کشاورزی ،که اغلب دارای تحصیلات قدیمه و ششم ابتدایی بودند .این افراد پس از طی دوره های اموزشی در زمینه اصول و روشهای ترویجی و برخی دروس فنی ،بمناطق روستایی اعزام و ضمن استقرا در روستاهای کشور ،نسبت به ارایه اموزشهای ترویجی براساس روشهای علمی نوین اقدام می نمودند.در این قسمت از گزارش که در دو قسمت تنظیم گردیده است ،عملکرد فعالیتها و اقدامات مروجین کشاورزی در دومقطع زمانی بشرح ذیل مورد نگرش و بررسی قرار گرفته است :
دوره اول :از ابتدای تاسیس سازمان ترویج تا وقوع اصلاحات ارضی در کشور (۱۳۳۲ الی۱۳۴۱)
دوره دوم :از اصلاحات ارضی تا انقلاب اسلامی (۱۳۴۱الی ۱۳۵۷ )
جدول شماره 1
دوره تاریخی     مشخصه دوره
۱۳۳۲الی۱۳۴۱
۱۳۴۱الی۱۳۴۲
۱۳۴۳
۱۳۴۹الی۱۳۵۲
۱۳۵۲الی۱۳۵۷     انجام وظایف و مسئولیتهای اموزشی ترویجی
وقوع اصلاحات ارضی
تشکیل سپاه ترویج و ابادانی
اجرای طرح دهات نمونه ترویج
اجرای طرحهای افزایش تولید
۳-۳-۱دوره اول :بررسی فعالیتهای مروجین کشاورزی از بدو تاسیس سازمان ترویج تا وقوع اصلاحات ارضی
در این دوره که با تاسیس سازمان ترویج شروع و با وقوع اصلاحات ارضی خاتمه می یابد کارنامه درخشانی از فعالیتهای مروجین کشاورزی در بخش کشاورزی و روستایی کشور برجای مانده است .سازمان ترویج کشاورزی در اغاز فعالیتهای خود با ۲۶ نفر مهندس کشاورزی و ۱۵۰ نفر کارمند فنی و اداری ،برنامه های اموزشی ،ترویجی خود را در مناطق روستایی اغاز نمود .مروجین کشاورزی عبارت می- شدند از همان مامورین فنی ادارات کشاورزی که غالبا دارای تحصیلات قدیم و ششم ابتدایی بودند .این افراد پس از طی دوره های اموزشی مختلف که بوسله کارشناسان داخلی و خارجی انجام می شد ،رهسپار روستاها گردیده و در تعدادی از دهات (۵تا۱۰)که «حوزه ترویجی » نامیده می شد ،برنامه های اموزشی ،ترویجی مختلفی را طرح و اجرا می نمودند .(امیرانی ،۱۳۷۵)
زمینه های اموزشی مروجین غالبا بر اساس محورهای زیر قرار داشت :
- مبارزه با افات و بیماریهای گیاهی و دامی،
- ترویج بذور اصلاح شده مرغوب ،
- ترویج کودهای شیمیایی،
- ترویج اصول صحیح کاشت محصولات زراعی ،بالاخص محصولات نوین زراعی ،.
دفتر کار مروج عبارت بود از یک یادو اتاق در یکی از منازل روستاییان و وسیله نقلیه مروج نیز عبارت می- شد از دوچرخه یا موتورسیکلت و در بعضی مناطق نیز از اسب استفاده می شد.وسایل و لوازم مروج تشکیل می شد از ،مقداری از وسایل فنی کمک اموزشی ،لوازم کشاورزی از قبیل سمپاش ،بذرپاش- دستی ،قیچی باغبانی ،بذر اصلاح شده ،پنس،کودهای شیمیایی ،نمونه سموم و غیره ....
فعالیتهای مروجین کشاورزی در طول این مدت ده ساله ،براساس تقویم سالانه و ماهیانه برنامه ریزی می شد و این برنامه ریزی که از تصویب اداره ترویج شهرستان و کارشناسان موضوعی می گذشت براساس مسائل ،مشکلات و نیازهای کشاورزان طراحی می گردید .
مروج مرتبا به روستاهای حوزه ترویجی خود سرکشی می نمود و برحسب مورد ؛نسبت به تشکیل مزارع نمونه ،تشکیل جلسات بحث ،ارایه راهنماییهای فردی و گروهی ،سرکشی به مزارع ،نمایش فیلم عکس و اسلاید ،توزیع نشریه ،انجام نمایشات طریقه ای ،انجام برنامه های رادیویی وغیره اقدام می نمود .هر مروج کشاورزی علاوه بر فعالیتهای فوق نسبت به برنامه های فعالیت جوانان روستایی و تقویت و توسعه تعاون و همیاری در مناطق روستایی اقدام می نمود .(امیرانی ،۱۳۷۵)
نحوه ارزشیابی فعالیتهای مروجین در طول این مقطع بدین صورت انجام می شد که فعالیتها و اقدامات مروجین مرتبا مورد بازدید سرپرست ترویج شهرستانها قرار می گرفت و بر اساس برنامه ریزیهای انجام شده در تقویم سالیانه و ماهیانه مروجی ،عملکرد او مورد ارزیابی قرار می گرفت.علاوه بر این ،کارشناسان خارجی بین المللی و کارشناسان متخصص وزارت کشاورزی شاغل در استانها و همچنین مرکز ،بازدیدهایی را از مناطق روستایی به عمل می اوردند تا از نزدیک فعالیتهای مروجین را مورد ارزیابی قرار دهند .
مروجین در طول این دوره ،از افرادی تشکیل می شدند که عموما روستازاده و مقیم روستا بودند و در طول مدت خدمت خود نیز سکونت در مناطق روستایی را برگزیده ،و انگیزه کافی جهت خدمت رسانی به مردم روستایی را دارا بودند و از طرفی از سوی روستاییان مورد احترام واقع گردیده و دارای منزلت اجتماعی بالایی بودند .
سازمان ترویج نیز در طول این مدت ده ساله به نحوه های مختلف ،مروجین کشاورزی را مورد تشویق ،حمایت و پشتیبانی قرار می داد ،بدین شرح که مروجان کشاورزی فعال و نمونه را جهت ادامه تحصیل به کشورهای خارج و همچنین دانشگاههای داخلی اعزام می داشت .از دیگر موارد مشوق های اعطایی به مروجان کشاورزی ،می توان به موارد ذیل اشاره نمود :
- اعطای بورسهای خارج از کشور به تعداد سالیانه ۵نفر به مروجان کشاورزی فعال و ممتاز ،
- ارتقا شغلی ،
- امکان تحصیل در دانشگاههای داخل،
- معرفی مروجین کشاورزی ممتاز در برنامه های رادیویی و نشریات کشاورزیف
- اعطا مشوق های مالی؛.
از دیگر مشخصه های بارز این مقطع زمانی برگزاری دوره های اموزشی جهت مروجین کشاورزی در داخل و خارج از کشور است .این دوره های اموزشی که در داخل و خارج کشور ،بصورت کوتاه مدت و بلند مدت اجرا می گردید،تاثیرات قابل توجه ای را در افزایش و ارتقا توان علمی و بینش مروجان کشاورزی داشته است .لازم به ذکر است که در پایان سال ۱۳۴۱،تعداد مروجان کشاورزی به ۸۲۶نفر رسید (همچنین مروجین خانه داری ۲۴۰ نفر بودند )که مجموعا در ۸۲۶۰ روستا به فعالیت و انجام وظیفه مشغول بوده اند .مروجین کشاورزی در طول اینمدت ده ساله ،صرفا به وظایف اموزشی ،ترویجی خود عمل نموده و بسیاری از پیشرفتهایی را که امروزه در بخش کشاورزی شاهد ان هستیم ،تا حدود زیادی مرهون فعالیتهای مروجین و کارشناسانی است که در طی ان سالها درروستاهای مملکت مقیم بوده و به اموزش ،ارشاد ،هدایت و راهنمایی کشاورزان اهتمام ورزیدند.

۳-۳-۲دوره دوم : بررسی عملکرد فعالیتهای مروجین کشاورزی از سال۱۳۴۱ (وقوع اصلاحات ارضی ) تا سال۱۳۵۷ (وقوع انقلاب اسلامی )

۱۳۴۱ الی ۱۳۴۲:
در طول مدت این دوره ،مروجان کشاورزی درگیر فعالیتهای اجرایی اصلاحات ارضی گردیده و از رسالت واقعی ترویج منحرف و فاصله گرفتند .از تعداد مروجین کشاورزی به شدت کاسته شد و فعالیتهای مثمر ثمری در مناطق روستایی به مرحله اجرا در نیامد و هیچ دوره اموزشی مفیدی نیز برای مروجان برگزار نشد در طول این دوره فعالیتهای مربوط به اصلاحات ارضی کلیه برنامه های مربوط بخش کشاورزی را تحت الشعاع خود قرار داده بود .البته ذکر این نکته نیز ضروری است که مروجین کشاورزی در طول مدت ماموریت در برنامه اصلاحات ارضی ،کارایی فراوانی را از خود نشان دادند و بارها مورد تشویق مقامات وزارت کشاورزی قرار گرفتند ولی علی رغم این امر ،لطمات فراوانی بر پیکره ترویج کشور وارد امد و بدعت و سابقه ای شد برای محول کردن فعالیت هاو برنامه های غیر ترویجی و غیر مرتبط با فلسفه و اهداف ترویج به عاملین اجرایی ان .(بند پی ،۱۳۷۴)

۱۳۴۳الی۱۳۴۹:
در سال ۱۳۴۳ ،مدیریت جدید سازمان ترویج دریافت که اشتغال بکار مروجین کشاورزی در اصلاحات ارضی برخلاف انچه در ابتدا عنوان می گردید ،یک ماموریت موقتی نیست و حتی یک دهه نیز برای پایان ان متصور نیست .لذا در صدد برامد تا نسبت به کارگیری افراد جدید اقدام نماید .ولی متاسفانه این اقدام بسیار غیر اصولی بود و ان عبارت بود از بکارگیری سپاهیان ترویج در فعالیتهای ترویجی .این امر انحراف دیگری از اهداف راستین ترویج بود؛ در طول این مدت خدمات حمایتی و پشتیبانی از مروجین کشاورزی افزایش یافت .برای عموم مروجین کشاورزی وام خرید موتور سیکلت (هر نفر ۲۵۰۰۰ریال )اختصاص یافت ،دفتر کار برای انها احداث شد و ماهیانه مبلغ ۱۵۰۰ ریال "حق سوخت"تامین و پرداخت گردید .در پایان سال ۱۳۴۶تعداد مروجین کشاورزی به ۴۱۹ نفر رسید در طول این مدت تنظیم برنامه سالیانه مجددا مورد توجه قرار گرفت و برای استانها و شهرستانها ریئس و سرپرست تعیین گردید .(بند پی ،۱۳۷۴)
در خصوص عملکرد سپاهیان ترویج لازم به ذکر است این اقدام یک برنامه نمایشی و تبلیغاتی برای رژیم شاه محسوب می شد و ثمرات و نتایج مثمر ثمری را چه از نظر فعالیتهای اموزشی،ترویجی و چه از نظر فعالیتهای عمرانی ،برای مناطق روستایی کشور ببار نیاورد .

۱۳۴۹ الی ۱۳۵۱ :
در طول این دوره ضمن ادامه خدمت سپاهیان ترویج کشاورزی جدید الاستخدام نیز جذب سازمان ترویج گردیدند و تعداد مروجین کشاورزی در پایان سال ۱۳۵۱به ۷۶۲نفر رسید و همچنین ۲۰۳ نفر کارشناس نیز وظایف پشتیبانی را برعهده داشتند .اعتبارات و بودجه تخصیصی به سازمان ترویج افزایش یافت و طبق برنامه عمرانی چهارم کشور ،مقرر گردید ۳۰۰ دستگاه دفتر کار مروج سپاهی در مناطق روستایی احداث شود و برای هریک از مروجین کشاورزی وسیله نقلیه مناسب (موتور سیکلت و خودرو)تامین شود .
از دیگر مشخصه های بارز این دوره اجرای طرح دهات نمونه، توسط سازمان ترویج بود،و منظور از اجرای ان تلفیق خدمات رسانی به بخش کشاورزی همراه با فعالیتهای فشرده اموزشی ،ترویجی بود .در طی اجرای این طرح ها هر مروج کشاورزی مسئولیت اداره سه روستا را برعهده می گرفت و با همکاری یک سپاهی ترویج دیپلمه و یک سپاهی ترویج دامپزشکی که در هر روستا مستقر می شدند،اجرای طرحهای نمونه ترویجی را اداره می نموند .در طول اجرای طرح های دهات نمونه ،عوامل اجرایی سازمان ترویج اکثرمنابع ،امکانات و وقت خود را صرف امور خدمات رسانی به مناطق روستایی می نمودند و فعالیتهای اموزشی بسیار کم رنگ گردیده بود .
نهایتا از سال ۱۳۵۲ ببعد با محول شدن"طرح های افزایش تولید"به سازمان ترویج و همچنین بعلت عدم همکاری سازمانها و موسسات دولتی ذیربط با سازمان ترویج در خصوص اجرای طرحهای دهات نمونه ،سازمان ترویج نیز علاقه ای به ادامه این طرح هارا از خود نشان نداد و لذا این طرح نیز به فراموشی سپرده شد .(ایروانی،۱۳۷۱)

۱۳۵۲الی ۱۳۵۷ :
از مشخصه های بارز این دوره ،درگیری عوامل اجرایی سازمان ترویج در"طرحهای افزایش تولید" بود .همانگونه که در قسمت مربوطه ذکر شد ،دخالت ترویج در این فعالیت انحراف دیگری از رسالت اصلی مکتب ترویج بود . پیامدهای این اقدام را بطور فهرست وار می توان بشرح ذیل برشمرد :
- انحراف از رسالت اموزشی و درگیری مروجین کشاورزی در امور اجرایی و خدمات رسانی ،
- درک غلط از مفهوم ترویج در ذهن کشاورزان و باور مسئولان،
- باعث انتقال مروجین از روستاها به شهرها و کم رنگ شدن فعالیتهای روستایی مروجین ،__این امر بعدها باعث ان گردید که سازمان ترویج نسبت به استخدام مخروجین کشاورزی اقدام نموده و یکی از ویژگیهای بارز مروجین کشاورزی که عبارت بود از روستازادگی و سکونت در روستاها ،بتدریج کم رنگ و بی اثر شود و رجحان انگیزه های مادی خدمت در شهر نسبت به روستا در مروجین ایجاد گردد_
- عدم توجه به ارائه دوره های اموزشی ضمن خدمت برای مروجین و افزایش توان علمی و فنی انها این امر بعلت درگیری تمام وقت مروجین در فعالیت های اجرایی و اداری پیش امد؛.
در طول این دوره فعالیتهای سپاهیان ترویج ادامه یافت و همچنین از سال ۱۳۵۴ به بعد اموزش کشاورزی سربازان در پاگانها به سازمان اموزش کشاورزی واگذار شد .تعداد مروجین کشاورزی در پایان سال ۱۳۵۶ به ۸۰۵نفر مروج و کمک کارشناس بالغ گردید .و همچنین تعداد کارشناسان سازمان ترویج که در پایان سال ۱۳۵۱به ۲۰۳ نفر رسیده بود در پایان سال ۱۳۵۶به ۳۱۵نفر افزایش یافت .که حاکی از توجه به تامین کارشناس کشاورزی در طول این دوره می باشد .امکانات و تهسیلات اعطایی به کارشناسان و مروجین در طول این مدت ،بعلت افزایش بودجه دولت از محل افزایش درامد نفت ،افزایش چشم گیری یافت و برای استانها وسایل نقلیه نو خریداری گردید و برای پرسنل فنی ترویج و مروجین کشاورزی نیز بعلت افزایش حقوق و امکان خدمت در شهر ،انگیزه لازم و کافی جهت جذب در سازمان ترویج فراهم امده بود .(امیرانی ،۱۳۷۵)
در یک نتیجه گی از سال ۱۳۴۱ تا سال ۱۳۵۷ ،بعلت درگیری و دخالت مروجین کشاورزی در امور اداری ،اجرایی و خدماتی که ارتباط چندانی با روح و فلسفه مکتب ترویج نداشت ،ضمن موفقیت مروجین در امور محوله ،در خصوص فعالیتهاو برنامه های ترویجی ،موفقیت چندانی را کسب ننمودند.
علل این عدم موفقیت را می توان بطور فهرست وار بشرح ذیل برشمرد :
- چون ترویج یک فرایند و فعالیت اموزشی است که اثرات و نتایج ان در درازمدت ظاهر می گردد ،لذا توجه مسئولین مملکتی در رژیم گذشته به اموراجرایی و خدمات زود بازده که امکان ارایه امار و ارقام وجود داشت ،معطوف می گردید .بهمین علت سازمان ترویج مروجین کشاورزی خود را ودار به دخالت در فعالیتهای غیر ترویجی و خدماتی می نمود و این امر لطمات فراوانی را برپیکره ترویج کشور وارد اورد،
- عدم حمایت و پشتیبانی علمی ،فنی و فیزیکی از فعالیتهای مروجان کشاورزی .بعنوان مثال مروجین کشاورزی همواره از کمبود وسیله نقلیه مناسب در رنج بوده اند و همچنین از نظر علمی بعلت عدم برگزاری مرتب دورههای اموزشی ،در سطح پایین قرار داشته اند و کارشناسان متخصص شاغل در نهادهای تحقیقات ،اموزش و ترویج کشاورزی نیز بعلت عدم وجود ارتباطی منسجم و موثر بین این نهادها انگیزه و علاقه چندانی به حمایت های علمی از مروجین کشاورزی را نداشته اند ،
- مروجین کشاورزی که می بایستی حتما از میان روستازادگان تحصیل کرده انتخاب می شدند اغلب از افراد شهرنشین و غیراشنا با ویژگی های مناطق روستایی که هیچگونه علاقه وانگیزه ای جهت زندگی و خدمت در روستاها را نداشتند بکار گرفته می شدند ،
- وسایل فنی و امکانات مورد نیاز برای اجرای برنامه های اموزشی در سطح روستاها اغلب تامین نمی گردید و بعبارتی مروجین کشاورزی با دستی خالی رهسپار روستاها می شدند و برخی از انها با فداکاری درخور تحسین بااستفاده از امکانات روستاییان ،نسبت به ایجاد مزارع و دامداریهای نمونه که در اموزش کشاورزان بسیار موثر بود اقدام می نمودند ،
- وسایل کمک اموزشی از قبیل وسایل سمعی و بصری مورد نیاز برنامه های اموزشی در روستاها ،بویژه نمایش فیلم (که مناسب باشریط روستایی باشد )،در اختیار مروجان کشاورزی قرار نمی گرفت ،
- تعداد مروجین کشاورزی در مقایسه با نیاز مناطق روستایی بسیار کم بوده ،ضمن اینکه اغلب مروجین کشاورزی نیز در قبل از انقلاب اسلامی ،درگیر فعالیتهای غیر ترویجی بودند ،و این امر مسئله فوق را بسیار بغرنج تر می نمود،
- رشته ای نبودن مروجین کشاورزی و اینکه یکنفر مروج کشاورزی می بایست در کلیه زمینه های مرتبط با کشاورزیان (از قبیل امورزراعی ،باغبانی،گیاه پزشکی و...)کشاورزان را اموزش دهد ،از مشکلات اساسی ترویج بوده و هست ،
- در دوران قبل از انقلاب اسلامی ،بعلت اینکه ضابطه خدمت در مناطق روستایی مشخص نبود و تفاوتی میان خدمت در روستاهای محروم و خدمت در مناطق شهری وجود نداشت ،وحتی در بسیاری از موارد،مزایای خدمت در مناطق مرفه شهری بیش از خدمت در مناطق محروم روستایی بود ،لذا برای مروجان کشاورزی انگیزه ای جهت خدمت در مناطق روستایی و سکونت در روستاها باقی نمی ماند،
- به غیر از ده سال اول فعالیت مروجان کشاورزی در بقیه دوران قبل از انقلاب اسلامی ،ارزشیابی و نظارت منظم و دقیقی از فعالیتهای مروجین کشاورزی بعمل نمی امد،
- جذب و بکارگیری افرادی نااشنا با امور ترویجی در مشاغل ترویجی و بجای مروجین کشاورزی از دیگر اشکالات موجود در فعالیت ها و برنامه های ترویجی قبل از انقلاب،می باشد
- عدم بکارگیری مشوق های موثر جهت افزایش کارایی مروجان کشاورزی که در مناطق روستایی به فعالیت مشغول بوده اند از دیگر موارد مطرح در برنامه های ترویجی قبل از انقلاب می باشد،
- روشهای اموزشی که مروجین کشاورزی جهت اموزش کشاورزی بکار می گرفتند ،بعلت محدودیت هایی که با ان مواجه بوده اند متنوع و گوناگون نبوده و این امر جذابیت و تسهیل کنندگی یادگیری در روشهای اموزشی را کم رنگ می نمود،
- عدم تطابق برنامه ها و فعالیتهای ترویجی مروجان کشاورزی با نیازها ،مسایل ،مشکلات و همچنین علایق روستاییان از دیگر مواردی بوده است که در بسیاری از برنامه های ترویجی قبل از انقلاب می توان انرا مشاهده نمود .

۳-۴نگرشی برنحوه عملکرد و فعالیت مروجین کشاورزی و تحلیلی برنقش و عملکرد انها در دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی :
بعد از انقلاب اسلامی ،ترویج کشاورزی در کشور دچار یک نوع سردرگمی شد و ضمن اینکه مورد بی- مهری مسئولان و برنامه ریزان کشاورزی کشور قرار گرفت ،جایگاه اصلی ان به فراموشی سپرده شد .در سال ۱۳۶۰ سازمان ترویج کشاورزی ،تعداد مروجان کشاورزی را حدود ۹۰۰ نفر و تعداد کارشناسان را ۴۰۰نفر اعلام نمود .در سالهای ۶۰،۶۱،۶۲ تعدادی از مروجین و کادر فنی ترویج به مراکز خدمات کشاورزی مامور گشتند و اغلب مروجین کشاورزی در این دوره ،درگیر فعالیتهای خدماتی ،اجرایی و اداری بوده اند .
دوره تاریخی پس از انقلاب را از نظردگرگونی و تغییراتی که بر ترویج کشاورزی عارض گردید ،می توان به سه دوره بشرح ذیل تقسیم نمود :
دوره اول :که از سال ۱۳۵۸ اغاز و به سال ۱۳۶۲خاتمه می یابد ،دوران وقفه و رکود نسبی بر فعالیتهای ترویج نامگذاری می شود .
در این دوران که حدودا سه سال بطول انجامید ،به علت نامشخص بودن سیاست های اجرایی دولت در بخش کشاورزی و روستایی ،فعالیتهای تولیدی در بخش کشاورزی دچار رکود نسبی گردید .بدیهی است که در شرایط عدم تثبیت و سردرگمی در بخش کشاورزی ،توجه چندانی به مسائلی از قبیل ترویج کشاورزی معطوف نمی گردید .مضاف بر اینکه در سالهای اولیه پس از انقلاب ،ترویج کشاورزی یک الگوی وارداتی و رهاورد کشورهای غربی (بالاخص ایالات متحده امریکا )بحساب می امد.(امیرانی،۱۳۷۵)
در این مقطع تاریخی ،مروجین کشاورزی جایگاه قبلی خود را از دست داده ،تعداد زیادی از انها بازنشسته ،تعدادی مامور به خدمت در مراکز خدمات کشاورزی و افراد باقیمانده نیز درگیر امور اجرایی و خدماتی از قبیل توزیع سوخت ،کشاورزی ،انبارداری ،وصول مطالبات و دیگر امور اجرایی و خدماتی گردیدند.بررسی سوابق و مدارک موجود در زمینه فعالیتهای مروجین کشاورزی در این مقطع زمانی ،نشانگر این امر است که مروجین کشاورزی با از دست دادن علاقه و انگیزه خدمت در مناطق روستایی و همچنین از دست رفتن امنیت و ثبات شغلی و منزلت کاری ،دوران سختی را پشت سر گذاردند ،ولی تعداد بسیاراندکی از مروجین نیز به فعالیت ترویجی در مناطق روستایی مبادرت داشته اند .ولی غالب وقت و انرژی مروجان کشاورزی صرف امور خدمات و اجرایی می شد .
دوره دوم :از سال ۱۳۶۲ اغاز و به سال ۱۳۶۸خاتمه می یابد .این دوره را می توان "دوران تجدید حیات نرویج کشاورزی "نامگذاری کرد .در این دوران با مطرح شدن شعار "کشاورزی محور توسعه "،رفته رفته برمیزان توجه مسئولین و برنامه ریزان مملکتی به حمایت از بخش کشاورزی افزوده شد .با توجه به شرایط جدید تلاش های فراوانی از سوی کارشناسان ،صاحب نظران و متخصصان ترویج کشاورزی کشور بعمل امد تا ترویج را به جایگاه اصلی خود هدایت نمایند.(امیرانی ،۱۳۷۵)
براثر این تلاشهای مستمر ،مسئولین کشاورزی تاحد زیادی به اهداف ،رسالت و جایگاه اصلی ترویج کشاورزی در روند توسعه کشاورزی کشور واقف گردیدند .اعلام "سال ترویج و اموزش کشاورزی "و برگزاری مراسم سالیانه "هفته مروج "از اقدامات موثر و مفیدی است که از سال ۱۳۶۳ توسط مسئولین طراز اول امور کشاورزی کشور بعمل امد ،و نقطه عطفی بود در جهت احیا و بازسازی ترویج کشاورزی در کشور .
از دیگر اقدامات موثر در این مقطع زمانی می توان به اجرای «برنامه های جامع ترویج کشاورزی »در کشور اشاره داشت که به دستور وزیر وقت کشاورزی در سال ۱۳۶۴ در کلیه استانهای کشور اغاز گردید .از اقدامات مهم دیگری که در این دوره تاریخی در زمینه توسعه مو گسترش فعالیتهای ترویجی در کشور صورت گرفت ،بطور فهرست وار می توان به موارد ذیل اشاره نمود :
- تهیه برنامه پنجساله ترویج و اموزش کشاورزی،
- برگزاری سلسله وار سمینار علمی ترویج کشاورزی ،
- برگزاری مراسم سال و هفته ترویج کشاورزی و انتخاب مروجان و روستاییان و تولیدکنندگان نمونه،
- اجرای طرح های مشترک تحقیقی ،ترویجی ،
- اجرای طرح مکاتبه ای با کارشناسان و مروجان کشاورزی ،
- اجرای نمایشگاه های کشاورزی در سطوح استان ،دهستان و در سطح ملی،
- تهیه فیلم های اموزشی ،ترویجی توسط کارشناسان ،
- تخصصی نمودن فعالیتهای کارشناسان و مروجان کشاورزی،
- اجرای برنامه های فراگیر در زمینه های کشاورزی و مسائل و امور روستایی از طریق رسانه های جمعی ،بالاخص رادیو و تلویزیون ،
- تهیه و توزیع مواد تصویری و انتشاراتی در زمینه رسانش پیامهای اموزشی ،ترویجی،
- برگزاری روز مزرعه ،
- اجرای طرح های ارزشیابی ،
- تاسیس و راه اندازی دوره های کارشناسی و کارشناسی ارشد رشته ترویج و اموزش کشاورزی در دانشگاه تهران و سپس گسترش ان در دیگر دانشگاههای کشور ،
- ایجاد معاونت ترویج و اموزش در وزارت کشاورزی ،
- همکاری بخش اجرایی کشاورزی کشور با مراکز دانشگاهی و تاسیس دفتر مشترک همکاری فنی میان سازمان ترویج و گروه ترویج کشاورزی دانشگاه تهران ؛.(امیرانی،۱۳۷۵)
مروجین کشاورزی در این مقطع زمانی ضمن درگیر شدن در فعالیتهای طرحهای جامع ترویج کشاورزی و همچنین"شاخه هدایت"مراکز خدمات روستایی ،در زمینه های زراعت ،باغبانی ،منابع طبیعی ،دامپروری ،و...نسبت به اموزش روستاییان فعال بوده اند .علی رغم تمامی مطالب فوق ،محدودیت ها ،مسائل و مشکلات مبتلا به ترویج و مروجان کشاورزی در این مقطع زمانی هنوز کاملا برطرف نگردیده بود .مروجین کشاورزی در رابطه با نوع وظایف و مسئولیت های محوله با مشکلات و محدودیت های ذیل دست به گریبان بوده اند :
- ادامه مسئولیتهای اجرایی و خدماتی به مروجان کشاورزی ،بالاخص در مراکز خدمات،
- کم بها دادن به فعالیت ها و برنامه های اموزشی در سطح روستاها ،
- عدم ارتباط میان نهادهای تحقیقات ،اموزش و ترویج کشاورزی،که باعث ان می گردید تا مروجان کشاورزی معلومات ،دانش و مهارتهای نوین و جدیدی را کسب ننموده و بااطلاعات قدیمی و منسوخ خود پا به روستاها بگذارند و حتی در بسیاری از موارد ،معلومات انها با روستاییان در یک سطح و میزان قرار گیرد .در چنین شرایطی روستایی از مروج سلب اعتماد نموده و این باور در روستاییان بوجود امد که دیگر از دست مروج کاری ساخته نیست ،
- عدم توجه به ارتقا و افزایش سطح معلومات و مهارتهای علمی و عملی مروجین کشاورزی .سازمان ترویج می بایست از طریق برنامه های اموزشی مستمر جهت مروجان کشاورزی ،عملا براین کاستی فائق می امد ولی متاسفانه در این مقطع زمانی توجه چندانی به این امر مبذول نداشت،
- عدم در اختیار گذاردن امکانات و لوازم مورد نیاز مروج ،بالاخص وسیله نقلیه و مواد و وسایل اموزشی و کمک اموزشی ،
- عدم اجرای طرحهای ارزشیابی دقیق و علمی از فعالیتهاو عملکرد مروجین کشاورزی،
- عدم توجه به ملاک های سنجش واقعی و حقیقی و گزینش مروجین و کارشناسان نمونه کشور،
- عدم در اختیار نهادن وسایل سمعی و بصری و دیگر لوازم و وسایل فنی مورد نیاز جهت اجرای موثر برنامه های اموزشی در سطح روستاها ،
- تخصصی نبودن فعالیتهای مروجین کشاورزی ،
- کم بودن تعداد مروجین کشاورزی در مقایسه با تعداد روستاهای کشور،
- شهری بودن مروجین کشاورزی در حالیکه اگر مروجان کشاورزی از طبقات روستاییان تحصیلکرده و یا افراد بومی منطقه انتخاب می شدند ،می توانستند تاحد زیادی بربسیاری از مسایل و مشکلات و محدودیت های مبتلا به فایق ایند،
- تفاوت قایل نشدن میان خدمت در مناطق روستایی و مناطق شهری توسط مسئولین وقت وزارت کشاورزی ،بدین ترتیب انگیزه خدمت در مناطق روستایی توسط مروجین کشاورزی کم رنگ شده و نهایتا از بین خواهد رفت ،
- عدم برخورداری ترویج کشاورزی کشور از جایگاه قانونی ،
- عدم برخورداری مروجین کشاورزی از مزایای شغلی مناسب و همچنین ثبات و امنیت شغلی .این امر موجبات تزلزل منزلت شغلی مروجین کشاورزی را فراهم ساخته بود،
- عدم دقت و وسواس کافی جهت انتخاب و جذب مروجین کشاورزی و عدم توجه به اماده سازی نیروهای ترویجی و اموزش مستمر انها (اموزش های قبل و حین خدمت)،
- عدم وجود مدیریت مطلوب در ترویج استانها ،
- بکارگیری افراد غیر ترویجی و غیر مرتبط با ترویج در مشاغل و امور ترویجی،
- عدم اعمال بازرسی و نظارت موثر و مستمر برفعالیتهای مروجین کشاورزی؛.(امیرانی ،۱۳۷۵)

دوره سوم:که از سال ۱۳۶۸اغاز و به سال ۱۳۷۵ خاتمه می پذیرد .این دوران را می توان "دوران توسعه و گسترش فعالیتهای ترویجی "نامگذاری نمود .در این دوره همچنین برنامه پنجساله ترویج کشاورزی در کشور اغازگردید .قبل از انکه به عملکرد مروجین کشاورزی در این دوره خاص پرداخته شود ،تغییرو تحولاتی که بر ترویج کشاورزی کشور عارض گردید بطور فهرست وار بشرح ذیل اورده می شود :
- تفکیک وظایف بین وزارتخانه های کشاورزی و جهاد سازندگی،
- ادامه طرحهای جامع کشاورزی،
- ادامه طرح ازتباط مکاتبه ای با مروجین و کارشناسان ترویج کشاورزی،
- تبدیل مراسم سالیانه "هفته ترویج کشاورزی به "هفته کشاورزی "،
- ایجاد تغییر و تحولات سازمانی و اداری در تشکیلات وزارتخانه کشاورزی ،
- ادغام سازمانهای تحقیقات ترویج و اموزش کشاورزی و تشکیل سازمان تات ،
- توسعه و گسترش رشته ترویج و اموزش کشاورزی در دانشگاههای کشور در مقاطع مختلف،
- تاسیس انجمن علمی ترویج و اموزش کشاورزی ،
- ادامه سمینارهای علمی ترویج کشاورزی و برگزاری اولین سمینار ترویج منابع طبیعی ،امور دام و ابزیان ؛.
براساس گزارشات منتشره از سوی سازمان ترویج کشاورزی ،فعالیتهای مروجین کشاورزی در مناطق روستایی حول محورهای ذیل استوار بوده است :
- اموزش تولیدکنندگان زراعی و باغی،
- احداث مزارع و باغات اموزشی نمونه،
- ایجاد مزارع مکانیزه و یکپارچه اموزشی برای اعضا تعاونیهای مشاع ،
- ادامه فعالیت در طرح های جامع ترویج کشاورزی در استانهای مختلف کشور،
- ادامه فعالیت در مراکز خدمات کشاورزی ؛.
در این مقطع زمانی با توجه به تفکیک وظایف بین وزارتخحانه های جهاد و کشاورزی ،وظایف مروجین کشاورزی حول محور زراعت و باغبانی قرار گرفت ولی در نیمه اول دهه هفتاد ،سازمان ترویج اعلام نمود که وظایف مروجین کشاورزی محدود به زراعت و باغبانی نبوده بلکه انها در امور اب، خاک، مکانیزاسیون ،ماشین الات کشاورزی،توسعه و عمران روستایی ،یکپارچه نمودن اراضی ،حفاظت از محیط زیست،جلوگیری از ضایعات ،توجه به مبانی و اصول کشاورزی پایدار و سایر موضوعات مرتبط و مشابه نیز فعالیت دارند .(امیرانی ،۱۳۷۵)
مروجین کشاورزی همچنین در طرحهایی ملی نظیر طرح افزایش گندم و برنج ،نقش کلیدی را برعهده داشته و دارند .در این مقطع زمانی بعلت بوجود امدن هماهنگی بیشتر بین نهادهای ترویجی و تحقیقاتی که براثر تحولات تشکیلاتی و سازمانی وزارت کشاورزی بوقوع پیوست،مروجین کشاورزی در مراحل ازمایشی طرح های تحقیقاتی شرکت جستند .همچنین دفاتر ترویجی مجهز به لوازم و وسایل جدید اموزشی ،کتابخانه و حتی وسایل ازمایشگاهی گردید و سعی شد تا مروجین کشاورزی بصورتهای تخصصی و چند منظوره فعالیت نموده و در مورد کلیه موضوعات منطقه اطلاعات کافی داشته و نسبت به موضوعاتی که در منطقه عمومیت و یا برجستگی دارد ،تخصیص لازم را کسب نمایند.
تعداد مروجین کشاورزی در سال ۱۳۷۵ بشرح ذیل گزارش شده است،این جدول شامل سایر نیروهای ترویجی نیز می شود.

جدول شماره2
تعداد نیروهای ترویجی وزارت کشاورزی در سال ۱۳۷۵

عنوان نیروهای ترویجی     تعدا د
مروج کشاورزی     ۲۱۲۶نفر
متخصص ترویج کشاورزی     ۸۳۰
سرپرست ترویج شهرستان
مدیر ترویج استان
واحدهای ترویجی استان
واحدهای ترویج شهرستان
پرسنل خدماتی
واحدهای ترویجی مستقر در روستاها     ۲۲۷
۲۸
۲۸
۲۷۷
۱۱۲
۸۱۱
   
جدول شماره 3
سطح اموزشی نیروهای ترویجی وزارت کشاورزی
سطوح اموزشی     تعداد     درصد
زیر دیپلم     ۱۶۲ نفر     ۵/۵
دیپلم     ۱۵۵۷ نفر     ۵۳
فوق دیپلم     ۴۰۷ نفر     ۱۴
لیسانس     ۷۴۸ نفر     ۲۵
فوق لیسانس     ۸۲نفر     ۵/۲
دکتری     تعداد معدود     -
۴- نتیجه گیری :
در یک نتیجه گیری و بررسی کلی پیرامون بیست و پنج سال فعالیت مروجان کشاورزی (از سال ۱۳۳۲ الی ۱۳۵۷ )می توان چنین عنوان نمود که فعالیتهای مروجین کشاورزی در طول ده سال اول فعالیتهای خود بسیار مفید و مثمر ثمر بوده است .در طول این مدت مروجان کشاورزی ضمن برخورداری از اموزشهای موثر و مفید و پشتیبانی علمی و فنی و همچنین برخوردار بودن از انگیزه های لازم جهت خدمت در مناطق روستایی ،کارنامه درخشانی را از خود جای گذاشتند .ولی از سال ۱۳۴۱ تا سال ۱۳۵۷،بعلت درگیری و دخالت مروجین کشاورزی در امور اداری ،اجرایی و خدماتی که ارتباط چندانی با روح و فلسفه مکتب ترویج نداشت ،ضمن موفقیت مروجین در امور محوله ،در خصوص فعالیتهاو برنامه های ترویجی ،موفقیت چندانی را کسب ننمودند.
پس از انقلاب اسلامی ،در سال ۱۳۶۴ با اغاز اجرای طرح های جامع ترویج کشاورزی و فعال شدن شاخه هدایتی مراکز خدمات روستایی اقداماتی جهت احیا و بازسازی ترویج کشاورزی به عمل امد و طی ان ضمن اموزش فنی مروجان کشاورزی و تهیه و تدارک وسایل و امکانات اموزشی و کمک اموزشی ،مروجین کشاورزی به سمت فعالیتهای ترویجی هدایت شدند .در نتیجه تلاش مروجین کشاورزی در راستای ارائه اموزشهای ارشادی به روستاییان و تولیدکنندگان محصولات مختلف کشاورزی که موجبات ارتقا سطح دانش و مهارت مولدین بخش کشاورزی را فراهم اورد ،میزان عملکرد محصولات کشاورزی در بسیاری از نقاط کشور روبه افزایش نهاد .
اما در همین راستا تحقیقات در ایران نشان می دهدکه علل ناتوانی و شکست ترویج در بیشتر کشورهای در حال توسعه بدین دلیل نیست که مفهوم و فلسفه کار ترویج غلط یا اشتباه می باشد ،بلکه دلایل دیگری برای شکست برنامه های سازمان وجود دارند از ان جمله :
- عدم تامین وسایل و امکانات مورد نیاز برای توسعه روستایی از طرف دولتها ،
- عدم حمایت مالی و پرسنلی از ترویج ،
- اشتباه در سازماندهی و مدیریت .
در این ارتباط با بررسی نظرات مروجین و تکنسین ها نسبت به سازمان ترویج کشاورزی و سیاستهای کشاورزی نتیجه می گیریم که عوامل مهم در ناموفق بودن ترویج در ایران عبارتند از :
عدم وجود ارتباط بین مروج و مراکز تحقیقاتی و علمی ،
روشن نبودن سیاستها و هدفهای دولت در بخش کشاورزی برای مروجین روستایی ،
عدم وجود یک سیستم صحیح ارزشیابی فعالیتهای مروجین و کارشناسان ،
انحراف سازمان ترویج از اهداف اموزشی ،
نداشتن ویژگی و خصوصیات لازم جهت مروج بودن ،بومی نبودن مروج ،
کم بودن اطلاعات دانشی مروجین که تقریبا هم سطح کشاورز می باشد ،
تخصصی نبودن کار مروجین و عدم وجود برنامه ریزی در کار مروج .(پیش بین ،۱۳۸۰)

۵- پیشنهادها:
در این مقاله ما با بررسی و مطالعه موفقیتها و نقاط قوت ،شکستها و نقاط ضعف سیر فعالیتهای مروجین می توانیم از این تجربیات برای برنامه ریزی فعالیتهای اینده مروجین استفاده کنیم و از تکرار شدن شکستها جلوگیری کرده از گذشته عبرت بگیریم و جهت بهبود وضع موجود راههکارهایی را می توان ارایه داد که بشرح زیر است :
- ایجاد محیطی مناسب برای برقراری ارتباطات بهتر و راحتتر مروجین با مراکز تحقیقاتی و علمی تا مروجین با دانش روز اشنا شوند و اطلاعات انان بیشتر از کشاورزان باشد تا بتوانند برای انها راهگشا باشند .در این مورد می توان برای مروجین از اموزشهای ضمن خدمت و سمینارها و ... استفاده کرد ،
- شفاف سازی و مشخص کردن وظایف مروجین و کم کردن کارهای حاشیه ای مروجین و تخصصی کردن کار مروج و توجه بیشتر به کارهای اموزشی ،
- انتخاب صحیح افراد برای شغل مروجی براساس ویژگیهایی که یک مروج باید داشته باشد ،
- ایجاد امنیت شغلی و ایجاد رضامندی شغلی برای مروجین از طریق افزایش حقوق و تامین مالی مروجین تاباعث نشود که مروجین به کارهای دیگری روی اورند و انجام ارزشیابی و نظارت دقیق برکارهای انها و مشخص کردن اهمیت و ضرورت این افراد برای پیشرفت در کشاورزی و ایجاد انگیزه در مروج




ضرورت ترویج مشارکت‌های مردمی در راستای توسعه تعاونی‌های روستایی
مجتبی سوختانلو- دانشجوی کارشناسی ارشد آموزش کشاورزی دانشگاه تهران چکیده
مبحث اشتغال در شکل‌گیری و یا توسعه تحولات مهمی چون کارآفرینی و تعاون غالبأ نقشی محوری داشته است. با نگاهی هدفمند به فرآیند توسعه پایدار، یکی از بدیل‌های جلب مشارکت مردم تأسیس شبکه های اجتماعی، اتحادیه‌ها و تعاونی‌های روستایی و تولیدی می باشد. بنابراین مبنای ایجاد تعاونی‌های روستایی، مشارکت است. لذا هدف بخش تعاون در زمینه سازی برای مشارکت کنندگان همگان و به طور خاص تلفیق کار و سرمایه و حمایت از مشارکت افرادی که با سرمایه‌های کم می‌خواهند در فعالیت‌های اقتصادی به تولید و یا عرضه خدمات در محیط‌های روستایی بپردازند، خلاصه می‌شود. در این نوع فعالیت، روستاییان مالک ابزارهای تولیدی هستند و مستقیماً با خریداران و مصرف‌کنندگان ارتباط داشته و واسطه‌ها را حذف می‌کنند. لذا مطالعه حاضر با هدف تدوین چارچوب ماهیت مشارکت در ایجاد، توسعه و رشد تعاونی‌های روستایی، ضمن توجه به پیش‌شرط‌ها و رویکرهای مشارکتی به راهکارهای ترویج مشارکت روستاییان در این راستا نیز اشاره داشته، و توجه به امر مشارکت از سه بعد فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جهت توسعه تعاونی‌ها را حائز اهمیت معرفی کرده است.
واژگان کلیدی: مشارکت، تعاونی روستایی، توسعه پایدار، رهبران محلی
مقدمه
مطابق قانون اساسی کشور، 3 بخش اقتصادی در سطح کلان کشوری مطرح است:
1- بخش دولتی و عمومی
2- بخش تعاونی
3- بخش خصوصی
لذا براساس اصل 44 قانون اساسی ایران، بخش تعاونی دومین رکن نظام اقتصادی محسوب می‌شود. آنچه که از بخش‌های مختلف در یک نظام اقتصادی مورد انتظار است، فعالیت در زمینه حدود منفک شده اقتصادی است. در ایران بخش تعاونی به عنوان بخشی که زمینه‌ ایجاد فرصتهای شغلی را فراهم می‌کند، مورد توجه فراوان قرار گرفت. اگرچه بخش تعاونی در مجموعه قوانین و ارزش‌های اسلامی و ملی جایگاه ویژه ای داراست، لیکن میزان فعالیت ملی آن با وضعیت مطلوب و مورد انتظار بسیار فاصله دارد. هر جامعه‌ای جهت دستیابی به نیازهای مشترک نیاز به طی مراحل رشد و تکامل فردی و مشارکتی دارد. لذا افراد زمانی دست به فعالیت‌ها‌ی مشترک می زنند که به درجه ای از رشد و آگاهی رسیده باشند. در این راستا تعاونی نیز به عنوان یک شیوه و یک نگاه به نوع فعالیت‌ها‌ی اقتصادی در نظر دارد، با اصلاح ساختار اقتصادی و پیوند میان توانائی های مختلف به مشارکت افراد، که منشاء اثر در دو بعد اجتماعی و اقتصادی است، دست یابد.
نکته حائز اهمیت کم‌رنگ شدن ماهیت واقعی مشارکت در انواع تعاونی‌های نوین می‌باشد. مطالعات در خصوص تعاونی‌های سنتی نشان می‌دهد که تقریباً در همه جا تعاونی‌های سنتی در جلب مشارکت روستائیان پیروز و موفق بوده و در مقابل مشاهده می‌شود که تعاونی رسمی قانونی در اغلب موارد با شکست مواجه بوده است (فرهادی،1373).
تاسیس هرنهادی بر مبنای یک سری مزایا و ارزش‌هاست. در ارتباط با نهاد تعاونی سه ارزش‌ عمده آن شامل این موارد می‌باشد: انجام فعالیت‌های اقتصادی جهت تأمین نیازها که در این راستا توسعه همکاری‌های اقتصادی کلید گسترش و نفوذ نهضت تعاونی جهانی محسوب می‌شود (طالب، 1379). مسئولیت اجتماعی نیزهمیشه با سیاست‌های تعاونی در داخل تعاونی‌ها و همچنین در روابط آنها با جامعه قرین است. در شرایطی که فردگرایی و اقتصاد بازار خصوصی احتمالاً تا چند دهه دیگر به حیات خود ادامه خواهد داد، لذا ایجاد سازمان‌هایی که قادر باشند از حقوق بخش عمده‌ای از جمعیت دفاع کرده و در جهت نیازهای آنها بکوشند اهمیت اساسی دارد (همان منبع، 1379) و در نهایت مشارکت دموکراتیک قابل ذکر است که به تکیه گاه اصلی پایه‌های تعاونی ها است.
ماهیت مشارکت، به عنوان مبنای تشکیل تعاونی‌ها
کلمه مشارکت معادل اصطلاح انگلیسی participation است. این کلمه از ریشه part به معنی قسمت، جزء یا بخش گرفته شده است و به معنی سهیم شدن در چیزی می‌باد. مشارکت عمدتاً به معنای شرکت کردن با یکدیگر در انجام کاری و شریک شدن درمنافع کار آمده است (حامد مقدم، 1369). آلن پیرفت مشارکت را مورد مشورت قرار دادن قبل از تصمیم‌گیری را معرفی می‌کند. به نحوی که اظهار شخص و اعمال مراقبت در جریان اجرایی این تصمیم و تحول نتایج آن امکان داشته باشد(عفتی،1371). آلن بیرو در فرهنگ علوم اجتماعی مشارکت را این‌گونه تعریف کرد: سهمی درچیزی یافتن و از آن سود بردن و یا درگروهی شرکت جستن و بنابراین با آن همکاری داشتن و به همین جهت از دیدگاه جامعه شناسی باید بین مشارکت به عنوان حالت یا وضع (امرشرکت نمودن ). و مشارکت به عنوان عمل و تعهد (عمل شرکت ).تمیز قایل شد. مشارکت درمعنای اول از تعلق به گروهی خاص و داشتن سهمی در هستی آن خبر می دهد و در معنی دوم داشتن شرکتی فعالانه در گروه را می رساند و به فعالیت اجتماعی انجام شده نظر دارد (آلن بیرو،1370).
مشارکت در واقع وسیله افزایش و توزیع مجدد فرصت‌های شرکت جستن در تصمیم‌گیری‌های اجتماعی و همیاری در توسعه و بهره‌مند از ثمرات آن تلقی می‌شود (اوکلی و مارسدن،1370). بایستی بین مشارکت فعال و غیر فعال در تعاونی‌های روستایی تمیز قائل شد. منظور از مشارکت غیر فعال، عضویت افراد در شرکت بدون فعالیت و مشارکت فعال عضویت افراد به همراه حضور مؤثر آنان در فعالیت‌های مختلف شرکت اهم از فعالیت‌های اقتصادی و مدیریتی و اجتماعی – فرهنگی است.
مشارکت‌ از دیدگاه‌ ‌ نظریه‌ پردازان‌ راه‌های‌ سازش‌ و حل‌ مناقشات‌ است‌ که‌ به‌ توسعه‌ نظام‌ اجتماعی‌ منجر می‌شود و فقدان‌ نهادهای‌ مشارکتی‌ و دموکراسی‌ حلقة‌ مفقوده‌ توسعه‌ است‌. بسیاری‌ از کارشناسان‌ بانک‌ جهانی‌ شکست‌های‌ گذشته‌ طرح‌های‌ اقتصادی‌ را به‌ دلیل‌ بی‌ توجهی‌ به‌ عامل‌ انسانی‌ در فرآیند طراحی‌ و اجرای‌ برنامه‌ها می‌دانند (اوکلی‌ و مارسدن‌، 1370). تحرک سازمانهای غیردولتی در سطوح محلی، ملی و بین المللی از ویژگیهای دوران جدید است. این تشکلهای داوطلبانه مردمی که با تنوع در شکل، سطح، تخصص و ازاین قبیل به صورت مستقل فعالیت می کنند، به عنوان پاسخی مسئولانه ازطرف مردم با مشارکت در عرصـه های حیات اجتماعی، به تحرک در زمینه های مختلف دامن می زننداز دیدگاه ازکیا مشارکت افراد در نهادهایی چون تعاونی‌ها را می‌توان در چهار سطح مجزا مربوط به هم در نظر گرفت:
1. آگاهی: مطلع بودن افراد از وظایف، حدود اختیارات، کارهای انجام شده، برنامه‌های آینده، مشکلات و امکانات سازمان روستایی و یا افرادی که از طرف ادارات دولتی در ده خدمت می‌کنند.
2. تصمیم‌گیری: مؤثر بودن در اتخاذ تصمیم‌گیری که درسازمان‌های مشارکتی ده درباره انجام امور ده گرفته می‌شود.
3.شرکت داشتن: حضور و همکاری در فعالیت‌های که تحت نظارت هریک از سازمان‌های مربوط و یا مأمورین دولتی در ده انجام می‌گیرد.
4.رضایت: داشتن احساس خوشایندی که از حسن انجام کار، پس از ارزیابی نتایج فعالیت‌ها و کارهای انجام شده نیز سهیم بودن در برنامه ها (ازکیا،1370 ).
1.میزان مشارکت مردم با توجه به نحوه فراخوانی و اختیارات اعطایی از طرف کارکنان مسئول نهادها ازحد تمایل برای مشاوره تا اعلام آمادگی برای کمک در اجرا، در تغییر است.
مشارکت فرآیندی زنده و پویا است که منجر به بررسی پیشنهادهای گوناگون مردم و در نهایت موجب تواناسازی آنان درفرآیند توسعه می‌شود (فمی،1372). در واقع مشارکت قلب تپنده توسعه است بدون مشارکت هیچ فعالیتی در جوامع بزرگ و کوچک و از جمله نواحی روستایی به سرانجام نخواهد رسید.
معمولاً در متون توسعه، مشارکت از نظر مداخله دولت در توسعه مورد بررسی قرار می‌گیرد و در این رابطه مشارکت با اصطلاحاتی چون بسیج و اجبار همراه می‌باشد که خود واژه، مداخله، در ارتباط با نوعی فرآیند برنامه‌ریزی با همراهی تدارکات مربوط به مکانیزم‌ها، اهداف، بودجه‌ها و کنترل مفهوم پیدا می‌کند. اگرگفته شود که درک متعارف از مشارکت در توسعه در بطن تدارکات مربوط به مکانیزم‌ها، اهداف، بودجه‌ها و کنترل ارائه می‌شود، حقیقت دارد. در واقع مشارکت به صورت تزریق می‌باشد که با جهت‌گیری از بالا به پایین در یک پروژه توسعه به کار گرفته شده می‌شود و در نتیجه بر حاصل کار تأثیر می‌گذارد، برعکس در جایی که مشارکت به صورت فرآیندی ازپایین به بالا است دارای ویژگی در اعتبار و تمرکز بر توزیع است، پیوند دادن مستقیم‌تر مشارکت پایین با بخش غیردولتی هم دشوار نیست (اولکی و مارسدن،1370).
مشارکت مردم و دخالت دادن آنان در توسعه تعاونی‌ها، از یک سو به خود مردم واز سوی دیگر به مدیریت محلی، اجتماعی و فرهنگی حاکم بستگی دارد. مشارکت مردم در توسعه اقتصادی و اجتماعی نقش یک کاتالیزور را دارد و عامل حساس در گسترش فرآیند رشد و وابسته به خود در کلیه جوامع انسانی اعم از جوامع توسعه یافته و درحال توسعه است. اگر بناست که به دموکراسی مشارکتی تمایل شویم. مشارکت را باید هدفی اخلاقی بدانیم زیرا مشارکت بدین معنی است که همه اشخاص شرکت کننده باید امتیاز بدهند و یا بگیرند که به نحوی دموکراتیک عمل کنند(از جمله اصول اولیه ایجاد تعاونی‌های روستایی) بدین ترتیب مشارکت فرآیندی است که از خودآموزی اجتماعی و مدنی سرچشمه می‌گیرد زیرا فعالیت مشارکتی، مستلزم تغییر حالت ذهنی و روانی در همه سطوح است و همین تغییر، برقراری مناسبات انسانی و اجتماعی جدیدی را ممکن می‌سازد.
برای گسترش رویکرد مشارکتی در راستای تأسیس و توسعه تعاونی‌ها در درجه اول نیازمند افرادی با ویژگی‌های‌ خاص اشتراک مداری منفعتی می‌باشیم .در این میان افراد، و بخصوص افراد روستائی گروهی از انسان‌های محرومی هستند که مورد توجه جدی قرار نگرفته‌اند. این عده پس از توجه اندیشمندان به مباحث توسعه، یکی از اهداف مهم محور دوم اقتصادی کشور (تعاونی)، در نظر گرفته شده‌اند. میسرا مهمترین عامل در جلب مشارکت جهت ایجاد تعاونی را دولت می‌داند و براین باور است که احساس مسئولیت امری ذاتی نیست؛ بلکه این نظام اجتماعی است که افراد را مسئول بار می‌آورد. به همین منظور جهت جلب مشارکت مردم، ضعفا و اغنیا باید درشرایطی برابر در تصمیم‌گیری شرکت نمایند و چنانچه نابرابری‌های اقتصادی واجتماعی، ضعفا را درشرایطی نامساعدتری قرار دهد ارگان‌های رسمی باید آنها را مورد حمایت قرار دهند به رغم وی امور اجتماعی باید به ساده‌ترین و گسترده‌ترین سطح انسانی که کاملاً قادر به انجام امور مذکور است واگذار شود و این سطح از خانواده آغاز می‌شود (عفتی،1371).
پیش شرط ‌های ضروری مشارکت عمومی جهت توسعه تعاون
(1). ایجاد روحیه دموکراسی مشارکتی در افراد
یکی از مهمترین پیش شرط‌های مشارکت مردمی، و متعاقب آن توسعه نهادهای مشارکتی چونتعاونی‌هایروستایی ایجاد ایدئولوژی مشارکت و روح دموکراسی درجامعه می باشد قبل از اینکه مشارکت مردمی گسترش و تداوم یابد، ایجاد روحیه دموکراسی و تصمیم‌گیری جمعی یکی از اصول ضروری و لازم برای هر جامعه می باشد. البته کشورهای جهان سوم نیز برای حاکم کردن این روحیه درجامعه می‌بایست موانع زیادی را از سرراه بردارند. این موانع عبارتند از الگوی استعماری حاکم برجامعه، ساختار سنتی قدرت درجامعه و همچنین عوامل و سازمان‌های بین‌المللی که هرکدام از این عوامل درجلوگیری از پیدایش واقعی فرهنگی مردمی ومشارکتی درکشورهای جهان سوم مؤثر هستند.
چنین به نظر می رسد که ایدئولوژی مشارکت می‌بایست سه عامل را مد نظر قرار دهد:
الف). تقسیم عادلانه درآمد و امکانات توسعه
ب). توسعه خودگردان
ج). فعالیت اشتراکی(سازماندهی).
دلایل تأکید براین سه عامل بسیار روشن است. نخست آنکه بدون تقسیم عادلانه قدرت سیاسی، اقتصادی، امکان مشارکت واقعی طبقات پائین جامعه وجود نخواهد داشت. دوم آنکه با تأکید بر اصول توسعه خودگردان است که می‌توان افراد را ازاعتماد به نفس برخوردارکرد و بالاخره برای آن که کشاورزان کوچک بتوانند علیه قدرت سرمایه‌داری و سرشناسان محلی به مبارزه برخیزند، بایستی به صورت جمعی و درچارچوب اتحادیه‌ها، تعاونی‌ها و جزآن وارد عمل شوند.
(2). ایجاد تشکیلات محلی روستایی (مانند تعاونی‌های روستایی) برای مشارکت افراد
اولین اصل درتوسعه قبل از برنامه‌ریزی، سازماندهی افراد جامعه است. سازماندهی به این معنی نیست ما تشکیلاتی را فراهم کنیم و بگوییم گروه‌های مختلف چندین نفری، جزو این سازمان‌ها باشند. بلکه منظوراین است که مردم را جمع کرده و از آنها دعوت کنیم تشکیل یک سازمان یا تشکیلات را در روستاییان ایجاد کنیم. در نظر اول، شاید این سازمان‌دهی خیلی نامنظم جلوه کند، اما پس از مدتی این سازمان‌ها به صورت مردمی جا می‌افتد.
برای این کار ابتدا باید مردم را از نظر ذهنی و فرهنگی آگاه و آماده کرد و به آنها فواید سازماندهی را خاطر نشان کرد. بعد از این مرحله روستاییان با توجه به میزان آگاهی وذهنیتی که دارند، خود اقدام به تشکیل سازمان و شرکت در برنامه‌های توسعه می‌کنند. بنابراین برای مشارکت افرا د با سرمایه کم وهمچنین سوا د کم، می‌بایست این افراد را در یک ترکیب سازمانی مشخص وارد کرد، تا بتوان از مشارکتشان در طرح‌های توسعه روستایی استفاده کرد. البته این کار نیازمند زمان درازی است ولی نتایج چشمگیری را دربرخواهد داشت.
(3). وجود رهبران قدرتمند محلی در محیط های روستایی
یکی دیگر از عوامل مؤثردرجذب افراد جهت مشارکت در تأسیس یا توسعه تعاونی‌ها، وجود رهبران قدرتمند و صاحب نفوذ درمناطق محلی است. رهبران به معنای پیمودن راه های نوین، فرا رفتن از شناختها و آفرینش آینده است. همچنین به معنای کمک به مردم برای سامان گرفتن در سرزمینی نوین است که به آنها امید به آینده می‌دهد. رهبران محلی به عنوان یک کانال ارتباطی بین مردم و به خصوص افراد و سطوح بالاتر تصمیم‌گیری می‌باشند. نقش آنها در وارد کردن مردم به طور فعال در برنامه‌ریزی و مدیریت پروژه‌های توسعه اگر بیشتر از مقامات محلی نباشد. درسطح آنهاست. درجایی که ساخت قدرت محلی نسبتاً از تساوی بیشتری برخوردار باشد، رهبران محلی می‌توانند به دنبال افزایش مشارکت بیشتر افراد باشند.
برای اینکه اجتماع محلی نقش مشارکتی بیشتر و مفیدتری ایفا کنند، تشکیلات محلی باید مورد توجه قرار گرفته و حمایت شوند. در این بین وجود رهبران مقتدر و فعال برای این تشکیلات لازم و ضروری می‌باشد. اجتماع محلی متفرق و فاقد تشکیلات رهبری، مثلاً یک شورا با عنوان شورای عمران و توسعه محلی، قطعاً قادر نخواهد بود درامر مشارکت موقرافتد، یا از توان خود به درستی بهره گیرد. محله‌ای که سازمان یافته‌تر است جهت مشارکت درامور عمرانی و توسعه‌ای آماده‌تر است. این امر از چنان اهمیتی برخوردار است که می‌توان گفت، با وجود ریش سفیدان محلی، وجود یک ساخت رهبری که با انتخاب ساکنان و دخالت ارشاد گونه نهادهای دولتی صورت گرفته است می‌تواند درامر مشارکت بسیار مؤثر و مفید واقع گردد. ساخت رهبری آن اندازه ارزشمند است که باید به منزله اجرایی اداری رسمیت یافته و مورد تأیید قرار گیرد.
4).وجود سنتهای فرهنگی و اجتماعی روستایی
یکی دیگر از عوامل مؤثر درجلب مشارکت و همیاری روستاییان درزمینه‌های مختلف، وجود فرهنگ سنتی مشارکت و روح جمعی حاکم برجامعه مشارکت کننده است. چنین روحیه‌ای زمانی به منصه ظهور خواهد رسید که دارای تاریخی و قدمت طولانی درعرصه زندگی انسان‌ها باشد و افراد در زمان‌های طولانی مزه شیرین روحیه همکاری و مشارکت درکارها را چشیده، و آن را نهادینه کرده باشند. تنها درسایه چنین روحیه‌ای است که جلب مشارکت و همکاری مؤثر آنها نتیجه منطقی و مطلوب به همراه خواهد داشت.
برای رسیدن به نتایج و اهداف، مدیران می بایست اهمیت نهادهای بومی و محلی مردم را تقویت کنند و به جای ایجاد چند مؤسسه تحت سرپرستی دولت، این نهادهای سنتی را به شکل امروزی سازماندهی و مرمت کنند. با انجام این کار، شکستهای سازمان‌های دولتی درجلب مشارکت و واکنش عمومی که تاحدی مربوط به اختلاف سنتی و فرهنگی روستاییان با مسئولان امور و بی میلی ایشان نسبت به مخالفت یا موافقت با این راهکارها بود تکرارنمی‌شود. اگر این سازمان های مشارکتی از بطن جامعه برخاسته باشد، سنت‌ها و فرهنگ سنتی نه تنها بازدارنده نیستند بلکه،تقویت کننده مشارکت مردمی نیز هستند. به همین دلیل در بعضی موارد سازمان‌های مدرن و تکنولوژیهای غربی نتوانسته‌اند تحرکی درجامعه برای مشارکت ایجاد کنند، در حالیکه برعکس مؤسسات بومی توانسته‌اند مردم را به تحرک وادارند که درطرح‌ها مشارکت کنند.
(5). پذیرش تنوع افکار دربین افراد
یکی دیگر از عوامل مؤثر درجلب محرومین روستایی درطرح‌های مشارکتی، پذیرش این اصل است که همه مردم مانند هم فکر نمی کنند.یعنی اینکه افراد دردیدگاهها و رویکردهای هم سهیم و شریک نیستند، این به خاطر تنوع افکار درجامعه است که منجر به پویایی که همان بقا است می‌شود.
با پذیرش این اصل می بایست به تمام مردم که طرح‌های توسعه و مشارکتی برای آنها اجراء می‌شود، فرصت حضور درطرح‌ها و بیان نظراتشان را بدهند. با این کار هم انگیزه آنها را برای حضور مؤثرتر و مفیدتر در طرح‌ها افزایش می‌یابد و هم اعتماد به نفس آنها در بیان نظراتشان افزایش می‌یابد.
(6). پذیرش سیستم‌های نظارتی از طرف افراد مشارکت کننده (عضو).
یکی دیگر از عوامل زمینه‌ساز مشارکت مؤثر در مردم، وجود سازوکار نظارتی و بازخوردی مناسب مردم است هر حرکت یا سازمانی صرفنظر از نوع کار و اداره امور، نیاز به نظارت دارد. نظارت به معنی بازدید و بررسی همراه با ایجاد توازن است تا کارها در مسیر خود ادامه یابد و از خطاهایی که منجر به صرف هزینه و وقت زیاد می‌گردد جلوگیری شود(همان). پذیرش نظارت مردمی درطرح‌ها به این مفهوم است که مردم عملکرد طرح و مجریان آنرا دردستیابی اهدافی تعیین شده سنجیده و اگر خطایی در طول مسیر اجرای طرح واقع شده است، برطرف کنند. به دلیل اینکه افراد عضو از محیط و امکانات محله خود مطلع‌ترهستند، این فرایند نظارت و ارزشیابی می تواند موقر واقع گردد. علاوه براین، باعث تقویت انگیزه افراد درهمکاری و مشارکت درطرح‌ها می‌شود.
(7). قراردادن اطلاعات و آگاهی‌های لازم در دسترس افراد عضو
یکی دیگر از عوامل مؤثر درجلب مشارکت افراد قرار دادن اطلاعات مرتبط با طرح و پروژه دراختیار مردمی که تمایل دارند درطرح مشارکت کنند. همچنین می‌بایست آگاهی‌های لازم درزمینه اهداف طرح و شمول دربرگیرنده طرح در اختیار روستاییان قرار گیرد. فن آوری اطلاعات یکی از عمده‌ترین عواملی است که مشارکت را ممکن می‌سازد. اطلاعات سبب می‌شود که افراد فکر کنند، تصمیم بگیرند و به حل مشکلات بپردازند(همان). برای موفقیت طرح‌ها و همچنین رسیدن به اهداف موردنظر، قراردادن اطلاعات طرح‌ها و آگاهی دادن به افراد ضروری است، این کار موجب جلب همکاری آنها درطرح‌ها شده انگیزه مشارکت را در آنها افزایش می‌دهد. همچنین روند نظارت و ارزشیابی ازطرح را بوسیله افراد عضو مهم‌‌‌تر می‌کند.
(8). استمرار و پیگیری امر مشارکت مردمی
یکی دیگر از عوامل مؤثر درجلب مشارکت مردمی، استمرار و تقویت حرکت‌های مردمی و سازمان‌های آنها است همانطور که می‌دانید مشارکت مردمی یکی از شاخص‌‌های برجسته درتوسعه است. اگر این اصل را که مسایل و مشکلات جوامع به طور مداوم و درهر زمان به اشکال متنوع و متناسب با شرایط زمانی و مکانی هر منطقه ظهور و بروز می نماید را بپذیریم، بنابراین می‌بایست ضرورت حضور افراد به عنوان یک جریان مداوم و مستمر احساس شود به بیان دیگر آرایش و سازماندهی گروه‌های مردمی و محلی، حمایت و پشتیبانی از این گروه‌های مردمی باید به عنوان یک ضرورت دیگر تلقی گردد و درجریان زمان تقویت و تکامل یابد.
ماهیت تعاونی و جایگاه مشارکت در آن
تعاونی به معنای وسیع عام آن که همانا مشارکت و همکاری دسته‌جمعی مردم در حل مشکلات اقتصادی و تاریخی آنهاست به صورت‌های گوناگون در طول تاریخ وجود داشته است و خصیصه اجتماعی زندگی نمودن انسان، ضرورت تعاون را ایجاد نموده است (گنجی، 1375).
همکاری و همیاری در ایران ریشه‌ای عمیق و تاریخی طولانی دارد. طبقه کشاورز در ایران، مانند بسیاری از مردم جوامع روستایی در گوشه و کنار دنیا در مواقعی نظیر کشت، وجین، آبیاری ، برداشت و درو ، با یکدیگر همکاری می کرده‌اند. این نوع همکاری را زراعت جمعی با حفظ خصوصیات مالکیت و انتفاع فردی از زمین باید نام نهاد که هنوز در میان روستائیان متداول و به مراتب طبیعی تر از فعالیت در قالب شرکتهای تعاونی کشاورزی است. این تعاونی های سنتی یکی از انواع برجسته مشارکت در جامعه انسانی و از جمله در جامعه ایران است که به نام های مختلفی مانند بنه ، حراثه و واره در مناطق مختلف کشور وجود دارد. که به صورت سنتی بین روستائیان به خصوص کشاورزان و دامداران معمول بوده و به تناسب نیازهای جامعه روستایی و بافت اجتماعی و اقتصادی و آداب و سنن روستائیان به وجود آمده است. (میر محمدی، 1380).
اهمیت تعاونی‌ها در بهبود مشارکت افراد طی فرایند توسعه
تعاونی ها در همه جای جهان به عنوان مدارس مشارکت شناخته شده اند. لذا این تغییر دیدگاه بویژه در امر روش های مورد نظر توسعه، افق های جدیدی را به روی تعاونی ها گشوده است تا با بهره گیری از فرصت های به دست آمده به تلاش خود برای جلب مشارکت های دیگر بازیگران صحنه های تولید ازجمله سهام داران وابسته به نهادهایی از قبیل دولت های ملی ومحلی، سازمان های کمک رسان، NGOها و دیگر سازمان های بین المللی بیفزایند (خبرگزاری موج). بنابراین هدف از روش تعاونی رسیدن به بهره وری بالاتر، توزیع عادلانه و ایجاد موازنه بین بخش های مختلف اقتصادی است، به گونه ای که مجموع تلاش های تعاونی در جهت تامین رفاه و نیازهای عمومی باشد.
طرح مسئله پایداری، انسان مشارکت‌جو محور فرآیند توسعه محسوب می‌شود. یعنی توسعه درون زایی که محوریت انسان را در اولویت قرار می‌دهد. در نگاهی هدفمند به فرآیند توسعه و پایداری آن ، یکی از بدیل‌های جلب مشارکت مردم تأسیس شبکه های اجتماعی، اتحادیه‌ها و تعاونی‌های تولیدی می باشد که به ایجاد پایگاه و موقعیتی برای افراد می‌انجامد و از طریق آن قادر به ایفای نقش در روند تغییر و تحولات جامعه و تأثیرگذار می‌باشند. تعاونی‌های تولیدی به واسطه ماهیتشان باید سعی شود در زمینه‌های تشکیل گردند که از یک طرف با توانائی‌های جسمی و هویت جنسی اعضاء متناسب و از سوی دیگر با پتانسیل‌های اجتماعی و اقتصادی و فیزیکی موجود در مناطق همخوانی داشته باشند (ویسی و بادسار، 1381).
فلسفه تشکیل تعاونی جمع کردن سرمایه‌های کوچک برای انجام کارهای بزرگ است و از این ابتکار برای رسیدن به عدالت اجتماعی استفاده می‌شود و در تعاونی‌های تولیدی چون تولیدکنندگان خود صاحب سرمایه هستند کوشش می‌کنند با کمترین هزینه بیشترین فعالیت را و در جهت تأمین منفعت عمومی محصولات بیشتر و ارزانتری تولید نمایند و بدین ترتیب با کاهش هزینه‌های تولیدی مستقیماً به نفع تولید کننده و مصرف کننده تمام می‌شود (بیک زاده، 1375).
به گفتة کارشناسان، افراد به لحاظ توانایی‌های خود می‌توانند بر کندی و سرعت جریانات توسعه جوامع اثر گذار و تعیین کننده باشند به نحوی که امروزه میزان و نقش مشارکت‌های افراد از نشانه‌های اصلی موفقیت یا عدم موفقیت سیاست‌های توسعه‌ایی به شمار می‌رود(بیک زاده،1377).
رویکردهای مختلف نگرش به مشارکت در فعالیت‌های تعاونی ها
مشارکت از دیدگاه اقتصادی:
مشارکت از دیدگاه اقتصادی حضور آزادانه انسان دریک فعالیت اقتصادی و مبتنی بر نگرش مادی است. این دیدگاه براین نکته تأکید دارد که حرکت‌های مشارکتی می‌بایستی برای افراد ذینفع سود ومنفعت مساوی در برداشته باشد. با این کار علاوه بر منتفع شدن افراد درگیر درطرح‌های مشارکتی، موجب تقویت بنیه اقتصادی روستا نیز می‌گردد. علاوه براین، دیدگاه فوق مشارکت را وسیله‌ای برای انجام دادن کار با کیفیت خوب، بهبودی مداوم و نوآوری می‌داند.
مشارکت از دیدگاه اجتماعی:
مشارکت از دیدگاه اجتماعی به معنی حضور انسان در همه برنامه‌های اجتماعی و برخورداری کامل از همه اشکال زندگی اجتماعی بدون در نظر گرفتن نژاد، جنس، رنگ، سن، و غیره است. افرادی که مشارکت را از این دیدگاه تفسیر می‌کنند، بر این باورند که در کشورهای جهان سوم، مشارکت در پروژه‌های توسعه اجتماعی، در حقیقت همکاری داوطلبانه مردم روستا، دربرنامه‌های توسعه اجتماعی است. داوطلبان مردان و افرادی هستند که با تخصص یا تجربه کافی و با استفاده از فرصت‌های مناسب، معلومات و تجربیات خود را بدون چشم داشت به منافع مادی برای مدتی به طور تمام وقت یا پاره وقت، وقف کوششهای بهزیستی نموده و درارائه خدمات همواره از اصل مساوات و حقوق انسانی و احترام متقابل حمایت و پیروی می نمایند(عفتی،1371).
البته ایفای نقش داوطلبانه نیاز به سازماندهی منظم و دقیق دارد. درادبیات توسعه وجود سازماندهی را، ساختار بنیادی درهر نوع مشارکتی به ویژه در مشارکت‌های اجتماعی می‌داند. سازماندهی موتور مشارکت است که بدون آن، حرکت‌های اجتماعی گروه‌های محروم، عقیم می‌ماند، دلیل نارسایی رهیافت‌های که تاکنون در توسعه روستایی استفاده شده است و دچار ناکامی گردید این است که تهیدستان به ندرت دربرنامه‌ریزی توسعه مشارکت داده شده‌اند و اغلب نقش فعالی دربرنامه‌های توسعه نداشته‌اند. این امر بدین دلیل است که اکثریت وسیع از تهیدستان و ازجمله افراد ساختار تشکیلاتی و سازمان یافته‌ای برای بیان خواسته‌هایشان نداشته‌اند.
این مشکل (منزوی بودن و سطح سوا د پایین ).سبب شد که نتوانند، ساختار تشکیلاتی مناسب و سازمان یافته‌ای برای حضور در طرح‌های اجتماعی ایجاد کنند. شکل عمده این گونه تشکیلات نظیر تعاونی‌ها انجمن‌های صنفی، شورای روستایی،کمیته‌های مدیریت در روستا برای اجرای پروژه‌های اجتماعی در محیط روستا مربوط به بهداشت، آبرسانی، جنگل‌کاری، و حفظ و احیای مراتع و دیگر پروژه‌های زیربنایی نقش مهمی دارد.
گاهی مشارکت ازدیدگاه محدود با تناقضات و تضادهای مواجه می‌شود. هدف برخی عنوان‌کنندگان مشارکت به معنای محدود کلمه این است که بار مسئولیت دولت مرکزی از تأمین هزینه و نیروی انسانی برای انجام خدمات اجتماعی کاهش داده شود و قشرهای عقب مانده و محروم با نیروی متشکل و سازمان یافته خود سهم و مسئولیت بیشتری درتأمین نیازهای خود به عهده بگیرند، درحالی که در تصمیم‌گیری سیاسی دخالت نداشته باشند
راهکارهای ترویج مشارکت در راستای توسعه تعاونی‌های روستایی
در مطالعاتی که فائو در سال1983 در زمینه تعاونی‌های روستایی انجام داده است، موارد قابل توجه در مورد مشارکت روستاییان و بالاخص افراد در تعاونی‌های روستایی نشان می‌دهد که به طور اجمال به شرح زیر آمده است:
1) در کشورهایی مانند ایران، اندونزی، هند، فیلیپین، مصر، کامرون، غنا، نیجریه و نیکاراگوئه به دلایل خاص مذهبی و فرهنگی افراد مشارکت چندانی در تعاونی‌ها نداشتند، گرچه در بعضی از کشورهای یاد شده اقداماتی برای ارتقاء سطح عضویت و مشارکت افراد درتعاونی‌های روستایی صورت گرفته است ولی چندان نتیجه بخش نبوده است. بر این اساس اکثر این جوامع سعی در ایجاد تعاونی‌های خاص افراد کرده‌اند که بیشتر بر فعالیت‌های اعتباری، خانه داری و صنایع دستی متمرکز بوده‌اند.
2) در کشورهایی مانند زئیر، مالزی و ویتنام اقدامات مختلف فرهنگی و اجتماعی به منظور رفع تبعیض میان افراد و مردان سبب شده است تا افراد به طور منصفانه و فعال‌تری در تعاونی‌ها عضویت داشته باشند. از دیگر این گونه کشورها می‌توان به کوبا ولستو و هندوراس نیز اشاره نمود(طه و همکاران،1379).
آمارهای موجود در دنیا نشان می دهد که حضور افراد در تعاونی‌ها به خصوص تعاونی‌های روستایی اندک بوده است. از این‌رو مشارکت افراد روستایی در تعاونی‌های کشاورزی و روند تصمیم‌گیری‌ها باید افزایش یابد. به ویژه از نقطه نظر فعالیت‌های خطیری که افراد برای تکاپو وتلاش در جهت تأمین غذا از طریق تولیدات کشاورزی بدوش می‌گیرند و تأثیر بسزایی که تعاونی‌ها در زندگی روستایی دارند. در بازنگری قانون تعاونی‌ها، تمام اصولی که سبب تبعیض جنسی بین زن و مرد می‌گردد باید کنار گذاشته شود تا از تشدید مشکلاتی که افراد در تلاش خود برای مشارکت در ساختار تعاونی‌ها با آن روبرو هستند اجتناب شود.
به زعم مسئولین، وجود برخی نارسایی و الزامات در جامعه روستایی و در خصوص افراد تولید کننده خانگی، راه اندازی تعاونی‌های افراد را در این مناطق اجتناب ناپذیر ساخته شده است. اهم این الزامات عبارتند از:
- عدم وجود سازمان کار مناسب در فعالیت‌های تولیدی افراد روستایی.
- عدم حمایت مؤثر از فعالیت‌های تولیدی افراد روستایی.
- نامشخص بودن میزان تأثیر فعالیت‌های تولیدی افراد روستایی در اقتصاد خانوار.
- عدم اجرای برنامه های جامع و مدون به منظور بهبود سطح اشتغال افراد روستایی.
- پائین بودن سطح کارآیی در بهره‌گیری از عوامل تولید در فعالیت‌های تولیدی افراد روستایی(همان).
راهکارهای زیر در این راستا معرفی شده است:
1- زمینه یابی: شامل انجام مطالعات علمی به منظور شناخت زمینه و وضعیت اقتصادی و اجتماعی جهت ایجاد تعاونی افراد تولید کننده روستایی.
2- زمینه سازی: دربرگیرنده کلیه اقداماتی است که پذیرش و باور عمومی را به منظور تشکیل تعاونی افراد تولید کننده خانگی تقویت نموده و موجبات تسهیل دراین فرآیند را فراهم سازد دراین زمینه‌سازی اقداماتی نظیر برگزاری جلسات توجیهی و بازدیدهای گروهی از تعاونی‌های فعال و موفق افراد روستایی انجام می شود.
3- تشکیل: شامل کلیه اقدامات و مراحل قانونی مربوط به ثبت تعاونی می شود.
4- حمایت: این حمایت‌ها مربوط به دو بعد ارائه تسهیلات اعتباری به تعاونی افراد و بهره‌گیری آنان از اموال منقول و غیر منقول و تبصره‌های قانونی بودجه وسایر منابع از یک سو و خدمات آموزشی، مشاوره‌ای و اطلاع رسانی و نظایر آن از سوی دیگر می باشد.
طه و عابدینی (1376) در مطالعه خود به این نتیجه رسیدند که:
مشارکت افراد روستایی در تعاونی‌ها از سه جنبه اقتصادی، اجتماعی و مدیریت قابل توضیح است.
- جنبه اقتصادی مشارکت به لحاظ رانت قیمتی کالاها و خدمات عرضه شده به اعضاء نسبت به دو جنبه دیگر ملموس‌تر است به همین جهت در سال‌های اخیر با توسعه سیاست‌های خصوصی‌سازی و کاهش ارائه کالاها و خدمات فوق‌الذکر میزان مشارکت اقتصادی افراد در تعاونی روند نزولی داشته است.
- مشارکت مدیریتی افراد روستایی در تعاونی‌ها عملاً برابر با صفر است. یعنی افراد هیچ نقشی در مدیریت تعاونی‌ها ندارند.
- از لحاظ اجتماعی نیز افراد روستایی مشارکت فعالی با تعاونی‌ها ندارند .
مهمترین عوامل عدم مشارکت فعال افراد در تعاونی‌ها عبارتند از:
- ساختار تشکیلاتی تعاونی‌های روستایی که متشکل از گروه تعاونی و شرکت تعاونی است با وجود شکل مناسب آن و درزیر پوشش قرار دادن روستاهای مختلف، به علت پراکندگی گروه‌های یک شرکت در روستاهای مختلف، جابه جایی افراد را برای شرکت در محافل عمومی و تصمیم‌گیری‌های شرکت طلب می کند که برای روستائیان و به ویژه افراد عامل محدود کننده است.
- میزان آگاهی افراد روستایی از تعاونی، مسئولین و فعالیت‌های آن بسیار کم و تقریباً برابر صفر است. میزان آگاهی با سواد افراد روستایی رابطه دارد و به طور مستقیم بر مشارکت افراد در تعاونی‌های روستایی اثر می‌گذارد .
در بهبودفرایند موانع فوق این اقدامات توصیه می‌شود:
الف ـ اقدامات فرهنگی : 1- در کتاب‌های درسی و در قالب داستان‌های جذاب و شعرهای مناسب مفهوم تعاونی گنجانده و افراد و نقش های عمده دراین داستان‌های گنجانده شده داشته باشد.2- در مطبوعات ضمن اشاعه فرهنگ تعاون به نقش افراد در جامعه تعاونی پرداخته شود.3- همکاری ائمه محترم جمعه و جماعات ، تریبون نماز جمعه و بخش فرهنگی مساجد به گسترش و توجیه اهداف و مزایای بخش تعاون درباره اشتغال افراد. 5- برنامه ترویجی و آموزشی و توسعه فرهنگ تعاون در بین جامعه افراد روستایی.
1- ایجاد شرایط مناسب جهت مشارکت اجتماعی افراد در مسائل سیاسی شوراها و تشکیلات کارگری و تعاونی ها و امکان استفاده از مزایای مساوی با مردان در شرایط برابر،
2- اعطاء تسهیلات ویژه اعتباری به تعاونی‌های افراد،
3- اعطای خدمات مشاوره ای به طور رایگان جهت تعاونی‌های افراد،
4- ایجاد بخشی به نام مرکز توسعه و ترویج تعاون ویژه بانوان به منظور گسترش فرهنگ تعاون در بین جامعه افراد کشور،
نتیجه‌گیری
با توجه به مشکلات و چالش‌های موجود برسر راه تعاونی‌های افراد راهکارها و پیشنهادات ذیل می‌تواند تا حدی این مشکلات را بر طرف نمایند که عمده‌ترین آنها عبارتند از:
در زمینه اعتبارات
● برای تشویق افراد به ایجاد تعاونی باید سیاست‌هایی اعمال گردد که تعاونی‌های افراد بتوانند از اولویت ویژه‌ای در استفاده از تسهیلات بانکی برخوردار باشند.
● شرایط اجتماعی تعاونی‌ها ساده‌تر و تخصص افراد به جای آورده مالی مورد قبول واقع گردد.
در زمینه آموزش
● لازم است دوره‌های آموزشی مناسب برای مدیران، کارکنان و اعضای تعاونی‌ها برگزار شود و چون اعضاء و کارکنان تعاونی‌ها بیشتر بزرگسال هستند، باید آموزش آنان به شیوه کارگاه آموزشی و کارورزی باشد، زیرا کارگاه آموزشی باعث می‌شود کلاس به صورت استاد شاگردی برگزار شود و آموزش علمی همراه با پژوهش علمی باشد تا کارورزان در کلاس عملاَ به تمرین بپردازند. (سلطانی،1377)
در زمینه بازاریابی
● تشکیل اتحادیه‌های قوی جهت تبادل کالا، تأمین مواد اولیه، بازاریابی داخلی و خارجی.
در زمینه کسب اطلاعات
● کسب اطلاعات مناسب و لازم از شبکه‌های اطلاع‌رسانی (اینترنت و ...).به طور مستمر.با توجه به اینکه اکثر افراد روستا نسبت به محاسن این شرکت‌ها اطلاع کافی ندارند پیشنهاد می‌شود از طریق برنامه‌های آموزش ترویجی و استفاده از رسانه‌های ارتباط جمعی محاسن انجام فعالیت‌های اقتصادی اجتماعی از طریق شرکت‌های تعاونی برای روستاییان صورت پذیرد تا به این شکل فعالیت‌های اقتصادی تبیین وآگاهی‌های عمومی در این زمینه ارتقا پیدا کند.
ارائه خدمات مشاوره‌ای و راهنمایی اجرای برنامه‌های مناسب فرهنگی هنری ، بهبود نگرش مسئولین نسبت به افراد تحصیل کرده و ایجاد محیط کاری مناسب از نظر اصول بهداشتی با در نظرگرفتن عوامل فوق شرکت‌های تعاونی می تواند انگیزش افراد تحصیل کرده را برای مشارکت بیشتر را بهبود بخشیده و مدیریت شرکت را از رهیافت سنتی به علمی سوق دهد.
منابع و مآخذ
1. ازکیا، مصطفی. (1374). جامعه شناسی توسعه و توسعه نیافتگی روستایی ایران. تهران، انتشارات مؤسسه اطلاعات چاپ چهارم.
2. اوکلی، پیتر و دیوید مارسدن. (1370). رهیافتهای مشارکت در توسعه روستایی. ترجمه: منصور محمود نژاد. تهران، انتشارات وزارت جهاد سازندگی.
3. بیرو، آلن. (1370). فرهنگ علوم اجتماعی. ترجمه باقر ساروخانی. تهران، انتشارات کیهان.
4. بیک‌زاده، جعفر. (1376). تعاونی‌های زنان کلید مشارکت و بهبود موقعیت آنان در توسعه. مجله تعاون، شماره 77.
5. حامد مقدم، احمد. (1370). مشارکت و توسعه روستایی. مجموعه مقالات سمینار جامعه شناسی توسعه. تهران، انتشارات سمت، جلد دوم.
6. خبرگزاری موج. (1386). توسعه تعاونی ها؛ضرورتی اجتناب ناپذیر. گزارش‌های ویژه. قابل دسترس در:http://www.mojnews.com/default.asp
7. سلطانی، مرجان. (1381). تعاون در جهان. مجله تعاون. تهران، وزارت تعاون، شماره135، پیاپی224.
8. شعبانعلی فمی، حسین. (1372). توانایی زنان روستایی منتخب شهرستان تفرش در جهت بهره‌گیری از منابع توسعه بر اساس معیارهای یونیسف در توانسنجی زنان .پایان‌نامه کارشناسی ارشد. تهران، دانشکده اقتصاد و توسعه کشاورزی، دانشگاه تهران.
9. طالب، مهدی. (1379). بررسی جایگاه بخش تعاون در اقتصاد، تجارت خارجی و ... و موانع و راهکارهای توسعه سهم این بخش در اقتصاد ملی، ماهنامه بررسیهای اقتصادی، ویژه نامه تعاون و اقتصاد، دوره جدید.
10. طه، مهدیه و هومن میرعابدینی. (1376). مشارکت زنان در تعاونی‌های روستایی، مجموعه مقالات گردهمایی زنان، مشارکت و کشاورزی 1400، فصلنامه اقتصاد کشاورزی و توسعه، تهران، نشریه شماره 3.
11. طه، مهدیه و همکاران. (1379). مشارکت زنان در تعاونی های روستایی استان مرکزی. معاونت پژوهشهای اقتصادی و اجتماعی، گروه پژوهش‌های اجتماعی و حقوقی.
12. عفتی، محمد. (1371). بررسی عوامل مؤثر در مشارکت روستائیان در طرحهای توسعه روستایی . پایان نامه کارشناسی ارشد، تهران، دانشگاه علامه طباطبائی.
13. فرهادی، مرتضی. ( 1373). فرهنگ یاریگری در ایران، درآمدی به مردم شناسی و جامعه‌شناسی تعاون. تهران،‌ مرکز نشر دانشگاهی، چاپ اول.
14. گنجی، معصومه. (1375). بررسی موانع و مشکلات شرکت‌های تعاونی مصرف. رساله کارشناسی ارشد، دانشکده اقتصاد، دانشگاه علامه طباطبایی .
15. میرمحمدی، سید محمد. (1380). تصویر از تحولات تعاونی های روستائی ایران، فصلنامه همیار، سال سوم، شماره10.
16. ویسی، هادی و محمد بادسار. (1381). ارزشیابی مشارکتی تعاونی‌های تولیدی زنان روستایی (بررسی موردی تعاونی‌های پرورش ماکیان آمل نیکان و صنایع دستی گلباف در استان مازندران). تهران، معاونت ترویج و نظام بهره برداری

برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم اینجا کلیک کنید.